Skip to content
نقد فیلم اینسپشن

نقد فیلم اینسپشن (کریستوفر نولان – 2010) – (به ایده ای که نولان در سینما کاشت فکر کن)

زمان مطالعه: 5 دقیقه

کیهان در حرکت، فصول طبیعت در حرکت و عشق انسان به انسان در حرکت است درست مانند حرکت «فرفره» در سکانس پایانی فیلمی از کریستوفر نولان.

گاهی حضور ستاره سینمایی در نقش شخصیت اول فیلم و دیدن تار­‌­‌ و­‌‌ پود ایده فیلم‌نامه آن را تیره‌­ و‌ تار می‌کند. چرا؟ چون ستاره هستند و بیشتر توجه‌ را به بازی قوی خود جلب می‌کنند و جذابیت و تر‌دستی در جلوه‌های ویژه چه در فیلم «Matrix» واچوفسکی‌ها و چه فیلم «اینسپشن» کریستوفر نولان، لنز نگاه تماشاگر را تا حد زیادی آشفته می‌کند چون معنی جلوه با خودش است، حضوری در «سطح» ماجرا دارد و ربط اساسی به عمق داستان ندارد. نکته اینجاست که عبور از سطح و دیدن عمق، با دقتی «کوبریکی» در حقیقت کار هر منتقد و تماشاگری نیست. جلوه‌های ویژه و جایزه‌های رنگارنگ جشنواره‌ها می‌توانند همانند خود سینما ما را فریب بدهند و از حقیقت اثری چون اینسپشن دور کنند. جلوه‌های ویژه جذاب هستند و خیره‌کننده اما عمیق و سنگین نیستند، نمک فیلم هستند، بنابراین هدایت ایده کارگردان است که از ستاره سینما و جلوه‌های ویژه جذاب حمایت می‌کند.

بیش از ده سال از انتشار فیلم اینسپشن کریستوفر نولان گذشته است. این فاصله‌ ده‌ساله به نگارنده قدرتی می‌دهد که دور از سوت و کف زدن‌های خاص‌و‌عام و هیاهوی رسانه‌ها برای درخشش اینسپشن ایده فیلم را عمیق‌تر کالبد‌شکافی کند. چه ضرورتی دارد که ده سال به عقب برویم و داستان یک فیلم را دوباره مرور کنیم؟ زیرا فیلم خوب ازنظر شکل و محتوا این روزها کم ساخته­ ‌می‌­شود.

 

نقد فیلم اینسپشن

فیلم اینسپشن درباره چیست؟

 در این فیلم دام کاب، دی کاپریو، دزدی حرفه‌ای در حوزه اطلاعات و ایده است و شرکت‌های تجاری و چند‌ملیتی برای برتری نسبت به رقبای خود و از میدان به‌در‌کردن آن‌ها به اطلاعات و توانایی امثال دام کاب محتاج هستند. دام کاب باوجود استعداد بی‌نظیری که دارد با مشکلاتی هم سر‌و‌کله می‌زند؛ او از خانه، همسر، بچه و اموال خود دور افتاده است. نکته بارز کاب و تیمش این است که می‌توانند به‌طور شگفت‌انگیزی وارد خواب و رویای دیگران شوند و آن را در مسیر منافع خودشان دست‌کاری و هدایت کنند، یعنی «بذر یک ایده را در ذهن و مغز کسی کاشتن». دام کاب برای رسیدن به خانه و خانواده پیشنهاد شرکتی برای کاشتن اطلاعات و ایده در ذهن و مغز یکی از رقبا را می‌پذیرد، مثل «پدرخوانده» پیشنهاد به‌گونه‌ای به دی‌کاپریو داده‌شده که نمی‌تواند آن رد کند، عشق به همسر و معنای پدر بودن پشت پیشنهاد شرکت تجاری خوابیده است… . می‌بینیم که موسیقی «ایده» نولان اثری از «پدرخوانده» کاپولا با صدایی از «هانس زیمر» دارد.

«جرج لیکاف» کتابی با عنوان «به فیل فکر نکن» دارد. استدلال مرکزی این کتاب نحوه هدایت ذهن و زبان در مناسبت‌های اجتماعی است با نگاهی به تحقیقات علوم شناختی، هم‌چنین این دیدگاه که ذهن در اصل رو به جلو می‌اندیشد را بررسی می‌کند یعنی ذهن به‌طرف موضوع مثلاً فیل کشیده می‌شود هر‌چند بگویی به فیل فکر نکن!

نقد فیلم اینسپشن

فیلم اینسپش از کریستوفر نولان از کتاب به فیل فکر نکن «جرج لیکاف» اثر گرفته و ذکر این نکته برای ورود به هسته اصلی متن و داشتن درکی عیمق‌تر از محتوای فیلم اینسپشن ضروری است چون در حقیقت افراد در توهم و واقعیت با زبان و ذهن و مغزشان پیوند تنگا‌تنگی دارند و به آن بسیار وابسته هستند. ما در توهم به‌طور منطقی و روش‌مند از ذهن و زبانمان برای ارتباط با دیگران استفاده نمی‌کنیم و همین امر ما را در قضاوت و نتیجه‌گیری به خطا می‌کشاند.

فیلم اینسپشن کریستوفر نولان بنا به نظر بسیاری از منتقدان فیلمی اصیل و ناب است و اقتباس نیست و در نوع خود سر‌آغازی است برای فیلم‌های دیگر در آینده. این اثر کریستوفر نولان ژانر علمی و تخیلی دارد؛ از یک طرف تخیلی که ایده را در ذات خودش دارد با بینشی سینمایی و مضمونی در فلسفه ذهن و ذهن‌خوانی و از طرف دیگر در ژانر علمی است و ادعا می‌کند جای بحث و بررسی دارد یعنی «رؤیا در جایگاه واقعیتی دیگر». با‌این‌حال ارجاع داخل این فیلم به زبان‌شناسی مثل جرج بی‌ربط و بی‌اساس نیست چون به گفته کارگردان او سال‌های زیادی روی فیلم‌نامه و نحوه عملی کردن آن فکر کرده تا در‌نهایت قانع شده اینسپشن را در شش کشور بسازد.

علوم شناختی چیست و چه می‌خواهد بگوید؟

علوم شناختی دانش جدیدی است و چگونگی فعالیت ذهن و مغز را بررسی می‌کند. این‌که وقتی ما استدلال یا احساس می‌کنیم، فکر می‌کنیم، حافظه «ممتو» نولان را به کار می‌گیریم و از زبان استفاده می­کنیم چه فعل ‌وانفعالاتی در مغز و ذهن ما رخ می‌دهد تا ما به شناخت برسیم. این مختصری از علوم شناختی است. وقتی به پوستر فیلم اینسپشن نگاه می‌کنیم چه احساسی داریم؟ آیا حالت تهوع و سرگیجه پیدا می­کنیم؟ انگار ساختمان‌ها و ماشین‌ها روی زمین نیستند ولی هستند. اگر پوستر را برعکس کنیم باز احساس می‌کنیم تیم دی کاپریو سر ‌به ‌هوا هستند و می‌خواهند کارهایی کنند که مخ آدم سوت بکشد چه ازنظر منطق پیچیده‌اش و چه به لحاظ نداشتن ‌منطق به طرزی شدید.

نقد فیلم اینسپشن

منطق و بی منطقی

 بین منطق و بی‌منطقی مرز باریکی است شبیه مرز خواب و هوشیاری. پوستر فیلم می‌گوید آنچه قرار است رخ دهد دوپهلو، مبهم، سرگیجه‌آور و متناقض است و آدم نمی‌داند این پوستر واقعی است یا تخیلی یا فتوشاپ؟ ما در فیلم از واقعیت به رؤیا آمد و شد‌ می‌کنیم. آیا عشق دی‌کاپریو به مال بین خواب و بیداری در نوسان است؟ آیا ما رویای عشق را در خلسه‌ای بین دی‌کاپریو و مال می‌بینیم یا ایده نولان، کاشت عشقی سینمایی و رویای عشق درحرکت پی‌در‌پی دوربین است؟

چگونه این نوسان و رفت‌و‌برگشت بین خواب و بیداری را ثابت کنیم؟ مگر عشق نوعی نوسان بین لذت و درد یا غم و شادی نیست؟ یا مثل کیهان و فصل‌ها در طبیعت در حرکت نیست؟ زندگی در خود حرکت دارد و مرگ دشمن حرکت است و سینما بازتاب عشقی رؤیایی در لایه‌های مرگ و زندگی. گویی کل زندگی دی‌کاپریو تا آخر فیلم و تا نَایستادن فرفره در نوسان و رفت‌و‌آمد خواهد بود و این‌گونه نیست که تکلیف زود یک‌سره شود چه برای تماشاگر چه برای بازیگر. زندگی و رؤیاها تمام نمی‌شوند چون پیوسته می‌خواهند محقق شوند و آنچه محقق نشده در نیستی است و شکل آرزو و رویا به خود می‌گیرد و در خواب یا رؤیاهای ما می‌آید چون می‌خواهد سرآغازی شود و سرچشمه‌ای. بچه‌های دی‌کاپریو در فیلم نولان آرزو و رویای او بودند یعنی فرزندان مال. به‌راستی دام کاب پیشنهادی با معجون رویای عشق را برای چه پذیرفت؟ برای رسیدن به معشوق خود و فرزندانش؟ چندان مهم نیست در رؤیا یا در واقعیت، مهم این است که بخش مرکزی فیلم و آن همه خطر و تعلیق و جلوه ویژه و موسیقی و نوسان که دی‌کاپریو و تیمش پذیرفتند برای جهت دادن راهی به سمت مال یعنی همسرش بود و این درجه اول قدرت در ایده عشق است و بعد نیروی ایده نولان که در دوربین و مغز سینما کاشته. نولان ایده‌ای را در ذهن سینما و مغز عدسی کاشت که هنوز مثل فرفره دی‌کاپربو در هالیوود می‌چرخد و به حرکت ادامه می‌دهد. او ایده‌ای مادر را در سینما کاشت که میوه خواهد داد و صاحب فرزند خواهد شد. بدین ترتیب و با الهام از جرج لیکاف باید برای اهل هنر نوشت: به ایده‌ای که نولان در سینما کاشت فکر کن مثل فرفره!

5 1 رای
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
0 کامنت
بازخورد
دیدن همه کامنت ها