Skip to content
نقد فیلم یک دور دیگر

نقد فیلم یک دور دیگر (عجب زندگی‌ای!)

زمان مطالعه: 4 دقیقه

فیلم یک دور دیگر (Another round) با نام دانمارکی سیاه مست (Druk) محصول سال 2020 دانمارک است. کارگردان آن ،توماس وینتربرگ، با همکاری توبیاس لیندهولم فیلم‌نامه را نگاشته‌اند. این فیلم برای اولین بار در جشنواره فیلم تورنتو به نمایش درآمد و همچنین موفق به گرفتن جوایز بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم‌نامه و بهترین بازیگر مرد برای مدس میکلسن از جوایز فیلم اروپا شد. دومین همکاری این فیلم‌ساز و مدس میکلسن پس از فیلم شکار، نتیجه‌ای به یاد ماندنی برای سینما‌دوستان داشت. تصاویر جشن و مسابقۀ نوشیدن نوجوانان، مستی و سرخوشی دیوانه‌وار، عنوان فیلم که با صدای ریختن مایعی در لیوان نمایان می‌شود و جلسه‌ای در مدرسه دربارۀ رفتار افراطی و مشکل‌ساز این نوجوانان صحنه‌هایی از دقایق ابتدایی فیلم وینتربرگ است. او برای معرفی فیلم و باز کردن کلاف روایتش وقت را تلف نمی‌کند و بی‌درنگ موقعیت شخصیت‌های فیلم را نشان می‌دهد: چهار معلم دبیرستان، مارتین (مدس میکلسن)، پیتر (لارس رانته)، تامی (توماس بو لارسِن) و نیکولای (مگنوس میانگ) در کلاس‌های سرد و بی‌روح آن‌ها. مارتین، شخصیت محوری فیلم در زندگی شخصی خود و ارتباط با خانواده و همسرش مشکل دارد. تغییر مسیر داستان با یک اتفاق یا حادثه بیرونی (همان حادثه محرک کلاسیک) نیست بلکه با یک ایده، فرضیه و آزمایش کردن این مسیر تغییر می‌کند. در شب تولد چهل سالگی نیکولای است و او ایدۀ منطقی بودن نوشیدن همیشگی الکل و فرضیه فیلسوف نروژی، فین اسکاردرود، برای نگه‌داشتن سطح الکل خون در یک سطح مشخص را مطرح می‌کند. این ایده راه حلی می‌شود برای بحران میان‌سالی و زندگی شخصی و حرفه‌ای مشکل‌دار مارتین. ابتدا مارتین و سپس هر چهار نفر این فرضیه را به صورت مثلاً علمی آزمایش می‌کنند. به زودی تأثیر این کار همۀ آن‌ها را شگفت‌زده می‌کند و به تدریج مصرفشان زیاد می‌شود البته در راه هدف پژوهشی‌شان! در‌ حقیقت وینتربرگ هم بسیار با اشتیاق به موضوع نوشیدن می‌نگرد و هم مثل شخصیت‌های فیلم کنجکاو است که این مسیر آن‌ها را به کجا می‌برد. وینتربرگ در مصاحبه‌ای گفته او و لیندهُلم کنجکاو بوده‌اند که آیا چرچیل هنگام واقعۀ دانکرک مست بوده؟ و اینکه اگر الکل نبود تاریخ متفاوتی داشتیم. او فیلم را به دخترش تقدیم کرده زیرا چیزی که فیلم را فراتر برده و آن را به مسئلۀ زندگی تبدیل می‌کند تأثیر مرگ «ایدا» دختر وینتربرگ در روزهای اول تولید فیلم است. شاید تنها راه کنار آمدن او با این اتفاق دردآور، مرگ و فقدان، ساختن فیلمی دربارۀ زندگی کردن بود. ایدا این پروژه را خیلی دوست داشت و وینتربرگ با مرگ او در فیلمنامه تغییراتی داد و فیلمی در ستایش زندگی ساخت. تراژدی زندگی شخصی به یک تراژدی کمدی موفق تبدیل شد که نه فیلمی لوده مانند سه‌گانۀ خماری (Hangover) نه موعظه‌ای و نه اخلاقی است. در‌ حقیقت اوج گرفتن و شاد شدن داستان در رسیدن به بهترین کیفیت، کمدی بودن و کم شدن تدریجی این کیفیت با تلفات سازنده وجه تراژیک داستان است.

نقد فیلم یک دور دیگر

نیکولای در جایی فرضیه را بیشتر باز می‌کند: اگر تا سیاه‌مستی بنوشند کاتارسیس نهایی رخ می‌دهد اما در‌ حقیقت سقوط آزادی در ورطه خرد‌ستیزی می‌بینیم. توجه وینتربرگ به درام، روابط شخصیت‌ها و عواطف آن‌ها از سقوط فیلم به پند و اندرز درباره نتایج این­گونه رفتارها جلوگیری کرده چون زدن به سیم آخر و هر کار دیوانه‌واری  پیامد‌های خودش را دارد. در پایان، کاتارسیس را در جایی می‌بینیم که همه‌چیز در‌ ظاهر به تعادل دراماتیک رسیده‌: کنترل داشتن بر خویش، فارغ‌التحصیلی و قبولی شاگردان و مرگ تامی(!) و دوباره به اوج رفتن و سوگ تامی، دوست نزدیک مارتین، که او را به رقصیدن تشویق می‌کرد. وقتی تامی صادقانه‌ برای مارتین و همسرش لیندا آرزو می‌کند و تبدیل به جشن و پایکوبی می‌شود؛ گویی آن‌ها مانند نوجوانان دبیرستانی به نوعی بلوغ دوم در زندگی خود رسیده‌اند.

کمال دگما

کمتر سینما‌دوستی است که نام جنبش «دگما 95» به گوشش نخورده باشد و پایه‌گذاران آن «توماس وینتربرگ» و «لارس فون تریه» از فیلم‌سازهای سخت‌گیر دو، سه دهه اخیر را نشناسد. «جشن» (Celebration 1998) ساختۀ وینتربرگ و «احمق‌ها» (The Idiots 1998) ساختۀ فون‌تریه اولین فیلم‌های این جنبش بودند. پس از چند سال آتش جنبش خوابید ولی وینتربرگ دوباره با نگاهی متفاوت به ریشه‌های این جنبش و فیلم اولش نزدیک شد و به پختگی و کمال در بیان سینمایی خود رسید.

مثل فیلم جشن و دیگر فیلم مهم او، شکار (The Hunt 2012).  داستان فیلم در شهری کوچک و فضای محلی در دانمارک می‌گذرد. وینتربرگ دوباره به کشور خود، جایی که به خوبی می‌شناسد و از آنجا شروع کرده، بازگشت. در‌واقع بهترین تجربه‌های وینتربرگ در چنین مکان‌های نو و دست‌نخورده سینمایی ساخته شده‌اند و این مینیمالیسم دگمایی قصه‌های فیلم‌ها را خاص، تأثیرگذار و فراگیر کرده.

تکنیک، گونه دیگر دگما 95 است. این تکنیک بدون دکوپاژ و استوری‌بُرد است و با دوربینِ روی دست همراه با تکان زیاد یا دوربین‌های متعددی که در زاویه‌های مختلف صحنه نصب شده‌اند بر «سینمای بدون کارگردان» و شکار «اینجا و اکنون تکرار‌نشدنی» تأکید می‌کردند. ترکیب بازیگری حرفه‌ای و به‌اندازه، قاب گرفتن ژست‌ها یا کلوزآپ‌هایی که حس و ضرب‌آهنگ روایت احساسی فیلم را پیش می‌برند با دوربین روی دست و گاهی هم بداهه‌پردازی، همان چیزی است که از یک‌سو گرایش فیلم‌سازی رادیکال به سینمای روایی مرسوم و بازگشت به همان ریشه‌های رادیکال را از سوی دیگر برابر کرده و این سبک را به کمال می‌رساند. وینتربرگ در مصاحبه‌ای به این نکته اشاره دارد که صداقت حتی پیش از دگما برای او مهم بوده‌ است.

نقد فیلم یک دور دیگر

مضمون این فیلم نسبت به فیلم‌های دیگر وینتربرگ، بیشترین ارتباط را با ریشه‌های دگما به‌خصوص فیلم احمق‌ها از فون‌تریه دارد. رفتار شخصیت‌های فیلم هیجان‌آور است و نوعی رهایی، انتخاب خودآگاه و آلترناتیوی که شخصیت‌های هر دو فیلم در برابر زندگی دارند همراه بن‌مایۀ مخالف‌خوان این فیلم یعنی مدام نوشیدن، آن هم معلم، آن هم در مدرسه(!) و فیلم احمق‌ها که تظاهر به جنون، رهایی از هرگونه قید و بند، فریب دیگران و زندگی هیپی‌وار است را می‌توان در خود جنبش یافت. این مضمون با سینمای رایج و کم‌جان آن روزها ناسازگار بود. شاید هنگامی که وینتربرگ و فون‌تریه پس از مِی‌خواری بسیار بیانیه این جنبش را نوشتند، انتظار نداشتند 25 سال بعد نَفْس کار آن‌ها در چنین فیلمی تکرار شود. سکانس به‌یاد‌ماندنی پایان فیلم صحنه‌ای شبیه سکانس آغاز آن دارد؛ رقص، پایکوبی و جشن زندگی و جوانی. چرخش دایره‌ای درام مانند رقصیدن که با تکرار حرکات، زمانی دایره‌وار می‌سازد و این تکرار و دایره‌ای بودن در وضعیتی که رو به آینده نیست و جهتی جز بازگشت به خودش ندارد، سرخوشی و رهایی می‌آورد. زندگی رقصی مالیخولیایی، باشکوه و اندکی شلخته است.

4 1 رای
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
0 کامنت
بازخورد
دیدن همه کامنت ها