Skip to content
نقد فیلم کوتاه رهایی

نقد فیلم کوتاه رهایی (ناصر تقوایی – 1350) – (رنگ آزادی آبی است)

زمان مطالعه: 5 دقیقه

فیلم کوتاه داستانی«رهایی» به نویسندگی ناصر و محسن تقوایی و کارگردانی ناصر تقوایی محصول کانون پرورش فکری کودک و نوجوان، سال هزار و سیصد و پنجاه خورشیدی و برندۀ جایزۀ شیر طلایی از جشنواره ونیز است. نوجوانی به نام دادا دریکی از بندرهای جنوب، یک روز به قصد صید ماهی به جمع دوستانش می پیوندد تا مشق ماهیگیری کند؛ اما دیری نمی پاید که ماهی قرمزی را به دام انداخته و اسیر می کند. جایی که هم سن و سالانش به شکار او حسادت می‌کنند. و این حسادت دریکی از آن نوجوانان به نام ماشا به اوج خود می رسد و در یک فرصت پیش آمده ماهی را از دادا می رباید و فرار می کند. حالا همۀ بچه‌ها بسیج می‌شوند تا ماهی را به چنگ بیاورند و ماشا را تعقیب می کنند. درگیری از دریا به کوچه‌پس‌کوچه‌های بندر کشیده می‌شود و همان‌جا است که دادا با سنگ بر سر ماشا می کوبد و شکار خود را از چنگ ماشا در می آورد. بعد هم ماهی را برداشته و به خانه پناه برده، پنهان از مادر، ماهی را در زیرزمین میان تنگی بلورین جای می‌دهد. مادر ماشا به دادخواهی سرشکستۀ فرزندش درب خانه با مادر و پدر دادا درگیر می شود. کمی بعد پدر دادا برای مجازات او را در زیر زمین خانه زندانی می کند، همانجا کنار ماهی قرمزی که میان شیشه های تنگ بلورین اسیر شده است و اینجاست که دادا با ماهی تنها مانده و به ارزش آزادی پی می‌برد. سپس با ترفندی خودش را آزاد و ماهی را همان‌جایی که اسیر کرده بود، دوباره رها می‌کند. در پایان قهرمان به سمت خورشید قرمزی که میان آبی آسمان و دریا شناور است، حرکت می کند. همه چیز در این فیلم آبی است. جایی که تیتراژ تنها صفحه‌ای آبی است، اسامی به رنگ سفید است و تنها اسمی که میان این‌همه رنگ آبی قرمز می‌شود، نام محسن تقوایی است که هم دستیار کارگردان است و هم نویسندگی مشترک فیلم را بر عهده دارد ولی در فیلم برای این نشانه‌گذاری تعریف قابل قبولی ارائه نمی‌شود و باید برای رمزگشایی دست به دامان ارجاعات فرا اثری بشویم.

نقد فیلم کوتاه رهایی

کرانه‌های بی‌پایان

تیتراژ تمام و فیلم آغاز می‌شود. بن‌مایه‌ی رنگ آبی بر سرتاسر قطع سی میلی‌متری تصاویر سایه افکنده است و این استفاده از رنگ آبی گسترش‌یافته و علاوه بر هم‌جواری دریا و آسمان آبی، رنگ درب و دیوارهای بندر (آبی و گاهن متمایل به خاکستری) و حتی پیراهن دادا نیز از این قائدۀ آبی بودن مستثنا نیست. به شکل کلی حضور آب و ویژگی های منحصر به فرد آن به عنوان یکی از عناصر چهارگانه تشکیل دهندۀ کائنات، نقش چشمگیری در این فیلم دارد. غوطه ور ماندن میان کرانۀ بی پایان دریا بی شک تعبیری نزدیک به ذهن برای رهایی است. از طرفی کار کرد آب در بندر شکل دیگری پیدا می کند، ماشا با سری باندپیچی‌شده برای دادا از پنجره‌ای که از زیرزمین به کوچه باز می‌شود کاسه‌ای آب می‌آورد، اما کاسه از بین میله‌ها رد نمی‌شود و دادا مجبور می شود آب را درون کیسۀ پلاستیکی بریزد و سیراب بشود. درست شبیه ماهی قرمزی که بوسیلۀ کیسۀ پلاستیکی از دریا به خانه آورده شد و سپس رد پایی از باور بومی ایزد شهید شونده‌ای که تشنه جان می‌سپارد در ژرف‌ساخت ترفند دادا برای رهایی از حبس خانگی پدر دیده می‌شود. دادا که از رفتن پدر به مسجد مطمئن می شود، ماشا را سراغ مادرش می فرستد و پیغامی برای نقش کهن الگوی مادر دارد: دادا دارد از تشنگی می میرد! مادر با کاسه ای آب به زیر زمین می آید ولی دادا فرار می کند تا ماهی قرمز را به دریا برگرداند. تشنگی در بندری که تا چشم کار میکند آب است و آب، اما این آب کسی را سیراب نمی کند و این مجازی شاعرانه برای تعبیر مفهوم اسارت است. به شکل کلی این فیلم درگیر تعلیم ارزش آزادی در تقابل با ضد ارزش اسارت است. در شروع فیلم شاهد اسارت چند مرغ و خروس در میان دستان دو زن هستیم که برای فروش به بازار می‌برند. در لحظه‌ای که ماهی اسیر دستان دادا می شود، قایقی حامل چند نظامی با سرعت از بین صیادان کوچک عبور کرده و آن‌ها را برای لحظاتی پراکنده می‌کند. یکی از نظامیان به قفس پرنده‌ای تکیه داده است و پرنده در قفس دارد بال‌بال می‌زند. درجایی دیگر دادای محبوس در زیر زمین از پنجره مشاهده می کند که شخصی دارد از دست یک نظامی فرار می کند. تمام این نشانه ها به درستی و دقیق سر جای خود قرار دارند اما لحظه‌ای که دادا در زیرزمین کنار تنگ ماهی محبوس می‌شود را می‌توان نقطه عطف این نشانه‌گذاری و نمادپردازی‌ها به شمار آورد. لحظه‌ای که دادا تنگ ماهی را پشت پنجره می‌گذارد و از دور، دریا را به او نشان می‌دهد و برای لحظاتی با ماهی قرمز میان تنگ، همذات پنداری کرده و با تمام وجود به اهمیت ارزشی به نام آزادی می اندیشد.

نقد فیلم کوتاه رهایی

اسطوره برادرکشی

به شکل کلی فیلم یک شاه پیرنگ با اصول زیبایی شناسانه را به مخاطب ارائه می‌دهد و قهرمان در سه سطح از کشمکش دست به واکنش می‌زند. دادا باهم سن و سالانش (فرا فردی)، پدر و مادر (فردی) و خودش هنگامی که در موقعیتی مشابه با ماهی قرمز قرار می گیرد (درونی) درگیر می شود و در هر کدام از این کشمکش ها سطوح متفاوتی از واکنش را نشان می دهد؛ که در کشمکش فرافردی رد پایی از اسطورۀ برادر کشی (حسادت به خاطر دارایی بیشتر، دست و سنگ و ضربه به سر) و در کشمکش فردی اسطوره‌ی پسر کشی (مجازات پسر به‌وسیلۀ پدر و حبس شدن در زیرزمین و گرسنگی و تشنگی کشیدن) به‌نوعی در ژرف‌ساخت اثر به چشم می‌خورد. نقاب‌هایی که دادا و دوستانش بر سردارند علاوه بر جذابیت زیبایی شناسانه، هویتی دژخیم گونه به صیادان کوچک می‌دهد که البته دادا پس از شکار ماهی، نقاب از چهره گرفته و به‌نوعی از پس‌زمینه جدا می‌شود. استفاده از قهرمان نوجوان، به اقتضای سن و عبور از اسارت دورۀ ناآگاهی و ورود به مرحلۀ بلوغی که ارمغانی جز رهایی و آزادی ندارد از دیگر نمادپردازی‌های شاعرانۀ فیلم است. تقوایی در روساخت اثر به زیبایی هر چه تمام‌تر زندگی مردم جنوب را به تصویر می‌کشد. در نمایی از فیلم صیادان آوازه‌خوان به سمت ساحل روانه هستند. صیادان نوجوان جایی میان کشتی‌های متروک مشق صید می‌کنند و حتی برای قایق‌های کوچ خود پارو هم ندارند، که این تصویر، مخاطب را در کمینه‌گرا ترین حالت ممکن با فقر روبه‌رو می‌کند. لحظه‌ای که دادا شکار خود را به چنگ می‌آورد کسی به او یادآور می‌شود که گوشت این ماهی خوردنی نیست که خوب تأکیدی بر کاربردی بودن مفهوم واژه‌ی «صید» میان مردمان جنوب است و صدالبته ماهی قرمز یادآور یک آیین کهن است. سفرۀ هفت‌سین و تنگ‌های بلورین ماهی قرمز که بعید نیست این روایت نقدی اصولی و اعتراضی شاعرانه به باوری غلط (التزام در وجود تنگ ماهی میان سفره‌ی هفت‌سین) بین خانواده‌های ایرانی که صرفاً کارکردی زیبایی شناسانه پیداکرده است، باشد.

4.5 4 رای ها
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
4 کامنت
جدیدترین ها
قدیمی بیشترین امتیاز
بازخورد
دیدن همه کامنت ها
Azam alirezaee
Azam alirezaee
22 روز پیش

چه حس خوبی داشت نوشته آقای کامکار درباره فیلم کوتاه رهایی،خیلی ساده و روان درباره اش گفتن و هنع حس زیبایی این فیلم رو برای من نشون دادن،انگار که فیلم رو دیده باشم،هم نظر نوشته شده لذت بخش بود و دلچسب و هم خواستار این شدم که حتما این فیلم رو ببینم؛طعم رهایی رو با نوشته اقای کامکار،انگار چشیدم.چه قدر خوب بود .ممنونم.🌹💚🙏🏼

mohammad sadegh
mohammad sadegh
22 روز پیش

بسیار عالی بود ، واقعا مفهوم فیلم رو الان متوجه شدم👌

Parastoo
Parastoo
22 روز پیش

لذت بردیم. ممنون

مدیریت وُپیاک
پاسخ به  Parastoo
22 روز پیش

خوشحالیم که مورد توجه شما قرار گرفته