Skip to content
نقد فیلم کاغذ بی خط

نقد فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی – 1380) – (آخرین کاغذِ بی خطِ تقوایی)

زمان مطالعه: 4 دقیقه

کاغذ بی‌خط آخرین فیلم ناصر تقوایی است که در سال 1380 ساخته‌شده است. فیلم نگاهی دارد به جامعه مردسالار ایران و مشکلات و مسائلی که این دیدگاه ایجاد کرده است. این فیلم درزمانی ساخته شد که فضای اجتماعی ایران نسبت به گذشته کمی باز تر شده بود. نوع پوشش بازیگر زن فیلم( هدیه تهرانی)  با فیلم‌های گذشته متفاوت و  شاید تقوایی از همین موضوع هم برای نشان دادن برابری زن و مرد استفاده کرده است. زن دیگر دامن و مانتو نپوشیده و در بعضی صحنه‌ها کلاه به سر دارد. ولی نکته‌ای که این فیلم را متمایز می‌کند زبان فیلم است. دیالوگ‌های دارای وزن و کنایه‌هایی که جنبه‌ای طنزگونه دارند و این  اشاره‌ها و کنایه‌های غیرمستقیم فیلم ذهن تماشاگر به چالش می‌کشد.

فیلم درصحنه‌ای پایان می‌یابد که از آنجا آغاز شده است. این اتفاق در فرم روایت هم می‌افتد. داستانی روایت می‌شود که در پایان معلوم می‌شود روایت گر آن همان رؤیا (شخصیت اول فیلم) است. نویسنده داستان زندگی خود را روایت می‌کند اما این مسئله در پایان فیلم معلوم می‌شود. ولی در این روایت چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا این پایان همان‌جایی است که فیلم آغازشده است؟

نقد فیلم کاغذ بی خط

در اولین صحنه تیتراژ فیلم روی صحنه‌ای است که عقربۀ ساعت هفت را نشان می‌دهد و دوربین بعد از پایان تیتراژ زوم بک می‌شود و مرد را می‌بینیم که از اتاق خارج می‌شود. او در حقیقت آخرین نفری است که از خواب بیدار شده است. ولی اولین کسی است که دوربین نشان می‌دهد. آخرین فردی که در این سکانس وارد صحنه می‌شود زن است. کسی که زودتر از همه بیدار شده است. این نحوه چیدمان نشان از بافت اجتماعی دارد که روایت در آن شکل می‌گیرد؛ کنایه‌ای از آخرین  نفر بودن زن در بافت اجتماعی ایران. ولی همین زن سازندۀ فضای خانه و ذهن بچه‌هاست. او با قصه فضای خانه را تبدیل به محیطی ایده‌آل کرده است. مرد دنبال واقعیت است. این واقعیت است که برتری او را رقم‌زده است. زن برای فرار از این دنیای نابرابر به رؤیا روی می‌آورد. یکی از نکات مثبت فیلم شخصیت‌سازی رؤیا است. او به‌عنوان آخرین فرد جامعه شکایت نمی‌کند، قصه می‌سازد. دنیای تازه طراحی می‌کند تا دنیای واقعی خودش را بسازد. زن بعد از رفتن به کلاس فیلم‌نامه‌نویسی به محیطی تازه آشنا می‌شود. به‌آرامی متحول می‌شود. او می‌نویسد و حاصل کار می‌شود فیلمی که مخاطب در حال تماشای آن است. یک قصه که از واقعیت ساخته‌شده ولی نویسندۀ آن زن رؤیابافی است که بر اساس واقعیت زندگی‌اش فیلم‌نامه‌اش را می‌نویسد. مرز بین واقعیت زندگی او و قصه‌ای که نوشته پیدا نیست ولی پایان آن مطمعنن همان اتفاقی می افتد که خودش می خواهد چون او همیشه  زندگی اش را همان گونه که می خواسته طراحی کرده است. یک چرخش درست که شاید فقط از ناصر تقوایی بر بیاید.

نقد فیلم کاغذ بی خط

 زبان فیلم زبانی طنز و وزن‌دار است. کنایه‌هایی که زن و مرد به یکدیگر می‌گویند دارای وزن است. شاید کمی طول بکشد تا مخاطب با این زبان که کمی از رئالیسم فاصله دارد کنار بیاید. ولی این شیوه‌ای است از گفتمان بین زن و مرد که آن‌ها را از خشونت، تشنج و جروبحث‌های متداولی که همیشه در فیلم‌ها وجود داشته دور می‌کند. فضا یک فضای خانوادگی طبقۀ متوسط روشنفکر است که گفتمانی کنایه‌ای و وزن‌دار آن را شکل می‌دهد. همین فضا کنایه‌هایی دارد که معنای تازه‌ای می‌سازد. شاید کنایه‌ای به زنان بااستعدادی که در جامعه مردسالار نتوانستند برابر رقابت کنند و حذف شدند. پایان فیلم هم یک پایان شاعرانه و لطیف است. زن و مرد این بار باهم به اتاق می‌روند و عقربه ساعت همان عدد هفت را نشان می‌دهد. ولی این لحظه با لحظه‌ای که فیلم آغاز می‌شود متفاوت است. این قصه را زن نوشته است. حالا زن و مرد در کنار هم قرار می‌گیرند و زن است که تصمیم می‌گیرد تلفن را جواب ندهد و قصه را آن‌طور که می‌خواهد رقم بزند. تقوایی با دادن فیلم‌نامه زن به دست مرد  در حقیقت آینه‌ای جلوی مرد می‌گذارد تا تصویر واقعی خود را ببیند و سعی کند دنیا را بهتر درک کند. تقدیری از قلم که راه خود را می‌رود و حرف خود را می‌زند. مرد در ابتدا برگه‌های چرک‌نویس را می‌سوزاند ولی فیلم ساخته می‌شود و قلم راه خود را می‌رود حتی کسی سعی در نابودی آن داشته باشد و دوست نداشته باشد که این فیلم‌نامه نوشته شود ولی اندیشه جایگاه ظهور خود را پیدا خواهد کرد. و تأثیر خود را بر جامعه خواهد گذاشت.

نگاه دقیق تقوایی به جامعه را شاید بتوان با مقایسه این فیلم که بعد از انقلاب ساخته‌شده است با فیلم « آرامش در حضور دیگران» که قبل از انقلاب ساخته است و آن‌هم ته‌مایه‌ای زنانه دارد درک کرد. تقوایی زنان قبل از انقلاب را به‌خوبی به تصویر می‌کشد. زن مدرن و زن سنتی را کنار هم می‌گذارد و عشق را به تصویر می‌کشد. او روابط آزاد را که آن دوران در جامعه روشنفکری رایج شده بود مقایسه می‌کند با روابط عمیق سنتی و قضاوت را به عهده تماشاچی می‌گذارد. در کاغذ بی‌خط هم قضاوت نمی‌کند بلکه تصویری واقعی ارائه می‌دهد و آن را با تصویری خود ساخته مقایسه می کند. باز هم به دور از قضاوت انتخاب را به عهده تماشاگر می گذارد. تکنیکی که شاید هنوز بسیاری از روشنفکران صنعت فیلم سازی با آن آشنا نیستند.

نقد فیلم کاغذ بی خط
2 1 رای
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
0 کامنت
بازخورد
دیدن همه کامنت ها