Skip to content
نقد فیلم پنج شنبه بازار میناب

نقد فیلم پنجشنبه‌ بازار میناب (ناصر تقوایی – 1348) – (میان‌آب، اورگانا… گلستانِ جنوب)

زمان مطالعه: 3 دقیقه

«پنجشنبه‌بازار میناب» بیش از آنکه یک فیلم مستند باشد، سفر کوتاهی است به شهر مینابِ هرمزگان. جلگه‌ی میناب محلی است سرشار از موسیقی و کشاورزی این اولین جمله‌ای است که در آغاز فیلم، نریشن گویای آن است. ناصر تقوایی از زمان کودکی، به واسطه‌ی سفرهای کاری پدرش، شیفته‌ی فرهنگ و جغرافیای جنوب ایران بود. تا پایان این مقاله با ما همسفر باشید.

 

فیلم مستند کوتاه پنجشنبه‌بازار میناب، بیش از آنکه گویای «پنجشنبه‌بازار» باشد؛ گویای فرهنگ و جغرافیای شهر میناب است. از نماهای لانگ-شات تا نماهای کلوز-آپ محلی‌ها و حتی گداها و تهیدستان میناب گویای فرهنگ خاص آن منطقه است. در آغاز فیلم نریشن گویای جغرافیای کاملی است از جلگه و شهر میناب، به همراه نماهایی که محلی‌ها از دهات‌های اطراف متاع و اجناس خود را برای فروش به بازار می‌آورد. درواقع از دیدگاهی دیگر، این فیلم گشت گذاری است کامل در میان پنجشنبه‌بازار میناب. که مشحون از اجناس دستی، زنبیل و کوزه، علوفه و حتی خریدوفروش الاغ شده است. ناصر تقوایی در نریشن راسته‌ی الاغ فروش‌ها را به میدان مسابقه تشبیه می‌کند. این مسئله در تصویر هم گویاست، ازآنجاکه دندان‌ها، تحمل وزن و سرعت الاغ‌ها نیز بررسی می‌شود.

نقد فیلم پنج شنبه بازار میناب

بخش جداناشدنی تصاویر، موسیقی فیلم است که تقوایی به شیوه‌ای خاص به آن می‌پردازد. از همان شروع فیلم ما را از اطلاعاتی درباره‌ی موسیقی منطقه بی‌نصیب نمی‌گذارد. تا جایی که موسیقی همراه قدم‌های محلی‌ها وارد میناب می‌شود؛ اما بخصوص ترین پردازش تقوایی به موسیقی میناب، آنجاست که پسربچه‌ها در میان شلوغی پنجشنبه‌بازار، در گوشه‌ای ساز می‌نوازند. تقابل ظرافت آن موسیقی و خاک‌وخلی که فضای پنجشنبه‌بازار را فراگرفته.

در نمایی از فیلم مدیوم-شات و کلوز-آپی از گدایی ناتوان و فقیر را قبل از شروع بازار داریم. فردی نسبتاً معلول که بر خاک‌ریزی نشسته و دست گدایی جلو آورده. این خود رویکردی است از تفکر عامه ایرانی من‌باب محلات جنوبیِ ایران. آنچه چندان دور از ذهن نیست. در مستندات ناصر تقوایی به‌وفور با نماهایی مشابه برخورد می‌کنیم. تفکر عامۀ مردم درباره‌ی جنوب نشینیِ کشور چندان دور از این نماها نیست.

همراه با نریشن مستند که درباره‌ی خیروبرکت میناب می‌گوید، نمای گدا را می‌بینیم و این خود انتقادی است محکم بر برکتی که در کشاورزی و صنعت من‌باب ‌ شهر و بازارچه‌اش وجود دارد. خیروبرکتی که پیش‌ازاین نما درباره‌اش توضیح داده می‌شود. این خود به‌تنهایی انتقاد بر دیدگاه اجتماعی در مستند «پنجشنبه‌بازار میناب» را به دوش می‌کشد. نمایی که یک مستند کامل را سبک سنگین می‌کند و تحویل مخاطب می‌دهد.

از دیگر نکات مهم آنکه، مستند پنجشنبه‌بازار میناب  جدای آنکه نمایی کلی از بازارچه را تحویل مخاطب می‌دهد، در نماهای اولیۀ فیلم مخاطب را با جغرافیای آن منطقه آشنا می‌کند؛ مانند آثار باستانی، مزارع میوه، جلگۀ میناب و کلیت منطقه. این تعاریف در لانگ-شاتهایی از جلگۀ میناب و شهر میناب جای می‌گیرد؛ یعنی مستندی با آغازی پر از لانگ-شاتهای گسترده تا گشت‌وگذاری جزءبه‌جزء در بازارچه و کلوز-آپ چهره‌های مردم.

ریزبینانه‌ترین نکتۀ فیلم آنجاست که پنجشنبه‌بازار میناب به شکلی کامل کنندۀ فرهنگ و بوم آن منطقه است. بازارچه‌ای که مردم از دهات‌های حومه به شهر می‌آیند و از خرما، انبه و میوه‌های دیگر گرفته تا الاغ را برای فروش می‌آورند. خریدوفروش الاغ، مسئله‌ای که با نماهای مشابهش در دیگر فیلم‌های داستانی تقوایی رو‌به‌رو هستیم.

از خرید و فروش اجناس گرفته تا موسیقی، جغرافیا و فرهنگ و بوم منطقه در فیلمی ۱۳ دقیقه‌ای به شکلی کامل پرداخته می‌شود.

شهری که تاریخچه‌ی چند هزارساله دارد نسبت به جغرافیا و فرهنگش به شکلی فیلم‌برداری و تعریف می‌شود که ما سفری علمی، فرهنگی کوتاه را به میناب می‌رویم و بازمی‌گردیم.

همان‌طور که در مقاله‌ی مستند نَخل هم اشاره شد، این رده از مستندهای جنوبی تقوایی، نه‌تنها زیبایی معانی دارد، بلکه یک مرجع کامل علمی از تاریخ میناب و فرهنگ و بوم آن است. معلومات و اطلاعاتی که شاید امروز هم به کارمان بیاید. درواقع تقوایی در ساخت یک مستند کامل و بسیار عالی موفق بوده است. چیزی که امروز کمتر با آن رو‌به‌رو هستیم، مستندی کامل که نه‌تنها به معلوماتمان می‌افزاید، بلکه جنبه‌ی زیبایی‌شناسی هم دارد. رده مستندی که نه‌تنها گویای فرهنگ و بوم یک منطقه است، بلکه آموزشی است در راستای فیلم‌سازی و سینما؛ حتی سینمای امروز ایران.

نقد فیلم پنج شنبه بازار میناب
1.7 3 رای ها
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
0 کامنت
بازخورد
دیدن همه کامنت ها