Skip to content
نقد فیلم مغول‌ها

نقد فیلم مغول‌ها (پرویز کیمیاوی – 1352) – (نقش رسانه و تأثیر آن بر زندگی)

زمان مطالعه: 10 دقیقه

خلاصه داستان فیلم مغول‌ها: «پرويز (پرويز كيمياوي)، كارگردان تلويزيون، در حال تدارك برنامه‌ای در معرفي تاريخ سينماي جهان است. او در عين حال می‌خواهد نخستين فيلم سینمایی‌اش را بسازد. همسرش (فهيمه راستكار) مشغول تنظيم رساله‌ای درباره حمله مغول‌ها به ايران است. پرويز براي نظارت بر شبكه سراسري تلويزيون در زاهدان انتخاب می‌شود. همسر پرويز، كه با اين مأموريت مخالف است، قصد دارد همراه او به زاهدان برود. یک‌شب كه پرويز در حال آماده كردن برنامه‌ای تحت عنوان «تئاتر اپتيك رنولد» است، در عالم رؤيا، مغول‌های رساله همسرش و موضوع مأموريت او به زاهدان و داستان فيلم سینمایی‌اش در هم می‌آمیزند و مغول‌های رساله همسرش از مسير تاريخ سينما عبور می‌کنند. لحظه‌ای كه كاركنان فني تلويزيون براي اعزام پرويز به زاهدان نزد او می‌روند، پرويز مردد است سفري را كه در ذهن تجربه كرده با سفر خود عملي كند يا نه».

چه کسی مغول‌ها را دیده؟

فیلم «مغول‌ها»، ساخته تحسین‌برانگیز پرویز کیمیاوی، به‌طور مشخص و به‌وضوح اشاره بارز و اصراری تأکید کننده بر روی مقوله رسانه (شامل سینما و تلویزیون به‌طور خاص در این فیلم) دارد. درواقع فرهنگ و جامعۀ ما، حتی درک ما از واقعیت، از طریق اطلاعات و تصاویری که از طریق رسانه‌ها دریافت می‌کنیم شکل می‌گیرد. چند نسل پیش خانواده و دوستان قصه‌گویان فرهنگی ما بودند اما امروز تلویزیون، فیلم‌ها، موسیقی، بازی‌ها و اینترنت قوی‌ترین قصه‌گویان هستند و پیام‌های رسانه‌ای افکار، نگرش‌ها و اقدامات ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند. شاید اعتراف به این موضوع سخت باشد اما همۀ افراد جامعه تحت تأثیر تبلیغات، اخبار، موسیقی و سایر اشکال رسانه‌ای قرار می‌گیرند، به همین دلیل رسانه‌ها یک نیروی فرهنگی قدرتمند در جامعه هستند. از طرف دیگر رسانه‌ها یک دنیای فانتزی می‌سازند. درحالی‌که این دنیا می‌تواند سرگرم‌کننده و لذت‌بخش باشد ممکن است الهام‌بخش کارهای غیرعقلانی، ضداجتماعی و یا حتی خطرناک باشد. به‌عنوان مثال، تبلیغات دنیایی تخیلی می‌سازند که در آن تمامی مشکلات با خرید یک محصول حل‌شده است.

در یک نگاه اجمالی به این فیلم می‌توان یکنواختی و هم‌راستاییِ فرم و محتوا را در آن مشاهده کرد. فیلمی که ازلحاظ مضمون در جهت شناخت چگونگی رسانه و به‌طور ویژه تلویزیون و سینما است، با برداشت‌ها و سکانس‌های وهم‌آلود و توهم ‌برانگیز، این معنا را در فرم خود نیز جاری می‌سازد. همان‌طور که مشاهده می‌شود، شخصیت‌ها و کاراکترهای موجود در فیلم هرکدام از زاویه دید خود دارای مشکلاتی هستند، از مسائل روحی و ذهنی گرفته تا مسائل اجتماعی و دیدگاه‌های فرهنگی و اگر این موضوع را در نظر بگیریم که تمامی ایشان به هر نحوی درگیر و در ارتباط با رسانه (سینما و تلویزیون) هستند، به‌وضوح مشخص می‌شود که میان مشکلاتِ پیش رو و ارتباط با رسانه رابطه مستقیمی در این فیلم ایجاد شده است. در واقع این‌یکی از مضامینی است که کارگردان به‌صورت کاملاً ظریف نشان داده است.

همان‌طور که گفته شد، فیلم در راستای هم‌جهت قرار دادن فرم و محتوای خود گام برداشته است؛ در صورتی که معنای مدنظر نویسنده و کارگردان این فیلم را در تحلیل چالش‌های ایجابیِ رسانه در مفهوم عام و سینما و تلویزیون در مفهوم خاص آن (چراکه در زمان ساخت فیلم فراگیرترین رسانه جمعی این دو بوده است) در نظر بگیریم، برداشت‌های نمادین و نشانه شناسانه که در آن‌ها مغول‌ها، محلی‌ها شامل سارقین آثار تاریخی، درویش، پیرمرد و سایر ساکنین روستا حضور دارند و درواقع جریاناتی است وهم‌آلود که در ذهن پرویز متبادر می‌شوند، برداشت‌هایی است در ناخودآگاهِ یک کارگردان و برنامه‌ساز تلویزیون، یعنی کسی که در نزدیک‌ترین حالت نسبت به رسانه قرار دارد و عمر خود را در درون سازوکار آن گذرانده است؛ بنابراین با اشاره به سکانس‌هایی که در ذهن پرویز می‌گذرند، کارگردان می‌خواهد ماهیتِ رایج‌ترین رسانه را از درون جزئی‌ترین روحیاتِ فردی که در خودِ رسانه به‌نوعی غرق‌شده است به نمایش بگذارد.

به‌طور مشخص در فیلمِ «مغول‌ها» نشانه‌گذاری‌های زیادی بر اساس قواعد و قوانین شخصیِ کارگردان و به‌طور قراردادی قرارگرفته است که به‌خوبی توانسته است برای بیننده این نشانه‌ها را بشناساند. در این بخش به بررسی چند نشانۀ مهمِ موجود در فیلم پرداخته می‌شود. مهم‌ترین و اساسی‌ترین نشانه موجود در فیلم، حضور و بازیِ ترکمن‌ها در جایگاه مغول‌ها است؛ در درجه اول تغییر و تحولِ جایگاهِ شخصی و عینیِ افراد در فرایند ایجاد کاراکترها در اینجا مشخص می‌شود؛ اما مغول‌ها در دو سکانس بسیار شاخص بوده و معنی و مفهوم ویژه‌ای متبادر می‌سازند. ابتدا در مجموعه سکانس‌هایی که مغول‌ها با محلی‌ها و در روستا حضور دارند؛ در سکانسی که به محلی‌هایی که مشغول به دزدی آثار تاریخی هستند برخورد می‌کنند مشاهده می‌شود که بهترین اثرِ تاریخیِ کشف‌شده به‌نوعی منسوب به حضور و حاصل و ساختِ دست مغول‌ها بیان می‌شود. در اینجا می‌توان تبادل و تداخل فرهنگ‌ها را برداشت کرد که در طول کلیت فیلم نیز به‌خوبی مشاهده می‌شود. به‌طور مثال حضورِ پرویز و همسرش که در تهران ساکن هستند، محلی‌ها که در روستاهای تربت‌حیدریه ساکن هستند، حضور مغول‌ها که ترکمن هستند و اشاره به سفر پرویز به زاهدان، نشانه‌ای از تصمیم و مقصودِ فیلم‌ساز به فراگیر، رایج و همه‌گیر بودن این مسئله است؛ اما در بخش دیگری که حضور مغول‌ها بسیار تعیین‌کننده است به‌واقع سکانس پایانی فیلم بوده که پرویز حضور مغول‌ها را پشت درب منزلش به‌جای همکارانش تصور می‌کند و در ذهنش نیز مغول‌ها با انتقادهایی که از سینما (رسانه‌ای که با آن آشنایی ندارند) می‌کنند، پشت درب منزلش، اما اینجا در میان کویر متبادر می‌شود. پس از آن‌که پرویز برای ورود همکارانش درب منزل را باز می‌کند، در تخیلاتش نیز درب برای مغول‌ها باز می‌شود و در قاب پایانی، پس از مکثی اولیه، مغول‌ها به داخل دربِ موجود در میان کویر به‌واقع هجوم می‌آورند و این به‌وضوح نشان از دخل و تصرفِ آنچه می‌تواند «بیگانه» تعبیر کرد، به داخل رسانه دارد. ممکن است در زمانِ ساخت فیلم این امر نشانه‌ای از افراد و بخشی خاص در میانۀ رسانه باشد، اما امروز پس از حدود 45 سال که از ساخت فیلم می‌گذرد، تماشای فیلم می‌تواند چنین برداشتی را منجر شود.

نشانه دیگری که در فیلم وجود دارد مربوط به محلی‌ها می‌شود؛ در ابتدا محلی‌ها را حین دزدیِ آثار تاریخی و میراث فرهنگیِ خودشان مشاهده می‌کنیم که خود به‌وضوح و به‌طور مستقیم معنای مدنظر خود را می‌رساند. لیکن پس از آن در سکانسی که به‌جرئت می‌توان شاهکارِ فیلم‌سازی کیمیاوی دانست، درحالی‌که درویش در حال روضه‌خوانی و مقتل خوانی است، محلی‌ها با به دوش کشیدن یک تلویزیون، ورود آن را با ساز و دهل جشن می‌گیرند و این امر به‌نوعی دهن‌کجی به درویش و مقتل خوانی او است. پس از آن همان محلی‌ها را در حال تماشای تلویزیون می‌بینیم که گویی بدون درک و دریافتی از آن، صرفاً به‌واسطۀ آن‌که خود را برخوراننده جلوه دهند، با خنده و لبخندهای بلند به آنچه در تلویزیون نشان داده می‌شود واکنش‌های اغراق‌آمیز نشان می‌دهند. در اینجا این‌گونه برداشت می‌شود که همان‌هایی که قصد دزدی و سرقت آثار تاریخی و میراث فرهنگی را داشتند، حالا علیرغم عدم درک و فهم نسبت به مقوله تلویزیون (رسانه) به آن واکنش نشان می‌دهند و به‌واقع مظهر ورود آن به روستا (و مظهر گذر از سنت به مدرنیته) می‌شوند. شاید ابتدایی‌ترین برداشت این باشد که مروّجان رسانه و تلویزیون و کسانی که آن را در گستره پهناور کشور رواج می‌دهند، همان‌هایی باشند که به فرهنگ و تاریخ این ملت قصد و تعرض دارند.

درواقع این‌گونه است که در این اثر، برخوردِ کارگردان به همان اندازه که به تأثیر رسانه بر روی زندگی انسان‌ها با نمایش زندگی مغول‌ها، محلی‌ها و ذهنیات و تخیلات پرویز می‌پردازد، به دست اندرکاران و گردانندگانِ رسانه (سینما و تلویزیون) به شکل استعاری اشاره‌کرده و صفات و سیره آن‌ها را با ایجاد قراردادهای میان خود و بیننده و نشانه‌گذاری‌های فراوان نشان می‌دهد؛ بنابراین می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که نویسندگی و کارگردانی فیلم به قوت خود باقی است به شکلی که پس از 45 سال همچنان تماشای این اثر تأثیر خود را بر روی مخاطب می‌گذارد و مفهوم مدنظر خود را به او القا می‌کند. برداشت‌های توهم آمیز و قاب‌های برداشت‌شده در روستا، حرکت‌های دوربین و دیزالوهای فکر شده، تدوین فیلم و رفت‌وبرگشت‌ها از واقعیت به خیال و برعکس، صداگذاریِ متناسب و انتخابِ که همگی به‌خوبی و موشکافانه انجام‌شده است، قوت فیلم و حرفه‌ای گری کارگردان و نویسنده را نشان می‌دهد.

به‌طور مثال می‌توان قاب‌ها و سکانس‌هایی را به‌وفور در این اثر مشاهده کرد که از یادداشت‌های همسر پرویز در موردحمله تاریخی مغول‌ها به ایران تبدیل می‌شود به افکاری در ذهن پرویز و ازآنجا به داستان و روایت تخیلیِ برخورد مغول‌ها با محلی‌ها در روستا و کویر نقب زده می‌شود. همچنین می‌توان اشاره کرد به قاب‌های گرفته‌شده در روستا و کویر که با طراحی لباس مغول‌ها و محلی‌ها و البته با قرار دادن آن‌ها در موقعیت‌های نمادین، منجر به ایجاد سکانس‌ها و قاب‌های به‌اصطلاح هنری شده؛ هرچند ممکن است این امر با ماهیت سینمای مدنظر در کلیت فیلم در تضاد باشد لیکن ازآنجا که کلیت این موضوع منجر به بالاتر رفتن بار فانتزی بودن فیلم (هرچند به‌هیچ‌وجه نمی‌توان آن را فانتزی در نظر گرفت) می‌شود، می‌توان آن را در راستای تخیلات و ذهنیات درونی پرویز تلقی کرد.

 در پایان لازم به اشاره است از آنجا که فیلم در تلاش است یک پرسش اساسی را مطرح کند (همان «سینما چیست» که از زبان مغول‌ها جاری می‌شود)، لیکن درنهایت علیرغم تلاش بسیار و انواع و اقسامِ برداشت‌های متنوع در این راستا، قادر به پاسخگویی نیست و خود مذبوحانه اقرار می‌کند که نمی‌توان ذره‌ای به ارائه معنا و تعریفی جامع در این زمینه نزدیک شد. «مغول‌ها» که با پرسشِ اساسیِ «سینما چیست» خود را شکل می‌دهد و مطرح می‌سازد، در پایان با عقیم ماندن و اذعان به عدم وجود درک کافی از این مقوله، در همین سطح باقی می‌ماند و این در حالی است که خیال‌بافی‌ها و تصوراتِ پرویز در این اثر بیش از آن‌که بخواهد ذره‌ای منطقی به نظر برسد، موهوم و تا حدی ترسناک است. شاید این، همان پاسخی باشد که ازنظر سازندۀ اثر به پرسش اساسیِ مطرح‌شده توسط خود اثر داده می‌شود.

نقد فیلم مغول‌ها

سودایی در سر دارم (کلامی در مقوله رسانه)

بر کسی پوشیده نیست که مفهوم و کارکرد آنچه امروزه، یعنی در عصر ارتباطات، «رسانه» نامیده می‌شود، از تعریف مفاهیم اولیه تا انجام انواع تحلیل‌ها بر روی آن، ممکن است دارای چه مضامینی باشد. در حال حاضر این امر تا حدی پیش رفته که مفهوم «سواد»، بسیار فراتر از خواندن و نوشتن شده و اگر کسی نحوه دسترسی سریع و استفاده صحیح از تمامی انواع رسانه‌ها را نداشته باشد بی‌سواد تلقی می‌شود. همچنین سیر رخداد تحولات بر روی معنا و مبانی این پدیده از گذشته تاکنون علیرغم وجود طیف گسترده و روند سریع آن، برای بیشتر افراد جامعه تا حد زیادی قابل‌درک است؛ دلیل اصلی این موضوع آن است که برقراری ارتباط و انتقال مفاهیم برای انسان همواره واجد ارزش بوده و هست. به‌واقع آدمی در طول زندگی‌اش، به‌طور تمام و کمال در ارتباط با سایرین و تجربه زندگی او درگیر و گره‌خورده با امرِ «ارتباطات» است. تغییر و تحولاتِ رخ‌داده در این زمینه را می‌توان شامل موارد زیادی دانست که ازجمله مهم‌ترین آن‌ها در این است که عصر ارتباطات منجر شد تا با گذر از دوران صنعتی که در آن پول و ثروت عامل تعیین‌کننده‌ای در عرصه قدرت بود، جای خود را به تسلط بر روی اطلاعات دهد به‌طوری‌که امروزه اطلاعات علاوه بر به ارمغان آوردن قدرت، منجر به تولید پول و ثروت نیز می‌شود.

همان‌طور که گفته شد، مفهوم رسانه در طول تاریخ دچار تغییرات اساسی در عرصه‌های مختلف خود شده است. به‌طور ویژه و در بارزترین موضوع می‌توان به تغییر در انواع ارسال پیام‌های رسانه‌ای اشاره کرد که در ابتدایی‌ترین حالت با گسترش و پیشرفت فناوری از رادیو و تلویزیون به انواع شبکه‌های کابلی و ماهواره‌ای، شبکه‌های مجازی با شکل‌گیری پدیده اینترنت و انواع نرم‌افزارهای رایانه‌ای و تلفن‌های هوشمند تبدیل شد. اگر در اوایل قرن بیستم برای انتقال پیام‌های رسانه‌ای باید دست به دامان وسایل ارتباطی محدود می‌شد، در کمتر از صدسال، امروزه می‌تواند در خانه خود نشست و با کمترین و رایج‌ترین امکانات، پیام خود را به تمام جهان ارسال نمود. این تغییرات اساسی که به‌طور سریع نیز رخ‌داده است، منجر به آن شده تا اگر قصد نقش و تأثیر رسانه در زندگی انسان وجود داشته باشد، امرِ مقایسه دارای وجهۀ متفاوتی نسبت به مقوله‌های معمول و مشخص باشد. امروز که هویت به امری بحرانی در جوامع بین‌المللی تبدیل‌شده است، نقشی که رسانه در ایجاد و تقویت سطح هویت ملی در آحاد یک جامعه و ملت می‌شود، نقشی انکارناپذیر است. رسانه می‌تواند با الگوریتم‌های رایج و گاه ساده، به بیننده خود هرچند به‌صورت کاذب، غرور و افتخار ملی القا کند؛ این امر را به‌طور واضح می‌توان در محصولات ابرقهرمانیِ تولیدشده در هالیوود مشاهده کرد. از طرف دیگر رسانه می‌تواند با تولید مفاهیمی بر مبنای هویت، برای جمعی خاص که مخاطب ویژه در نظر گرفته‌شده‌اند، نوستالژی بیافرید، خاطره‌ها را بازآفرینی کند و حالِ اکنون را درزمینۀ تاریخ‌سازی ایجاد کند. این امر بدان دلیل است که رسانه‌هایی شامل فیلم‌ها، بازی‌ها، موسیقی و غیره تأثیرگذاری خود را در بخش ناخودآگاه مغز صورت می‌دهند و احساسات تحلیلی و مغز را دور می‌زنند؛ این در حالی است که هنگام خواندن متن یک روزنامه یا مجله فرصت متوقف کردن و یکپارچه‌سازی اطلاعات عقلانی وجود دارد؛ بنابراین زمانی که رسانه‌ها قلب و ذهن ما را درگیر می‌کنند و احساسات ما را هدف می‌گیرند، قوی‌ترین تأثیر را دارند.

همان‌طور که گفته شد نقش رسانه در زندگی امروزه انسان بسیار گسترده بوده و ازآنجایی‌که درصد زیادی از یافته‌ها و یادگیری‌های انسان امروز به‌واسطه کسب خبر و ارتباط با افراد ساکن در هر جای کره زمین است، به‌جرئت می‌توان گفت از آموزش‌های تربیتی در خانواده و حتی در مدارس و دانشگاه‌ها تأثیر بیشتری بر روی شکل‌گیری شخصیت و عینیت یک فرد دارد. در روزگار قدیم که دروازه‌های ورود اطلاعات به یک کشور مرزهای خاکی، آبی و فرودگاه‌ها بود، کنترل ورود تمامی داده‌های اطلاعاتی به داخل یک کشور به‌راحتی امکان‌پذیر بود؛ لیکن امروزه که نمی‌توان مرز و دریچه ورود اطلاعات و داده‌های آماری و رسانه‌ای را به داخل یک کشور را محدوده به موارد ذکرشده دانست، موفقیت در تأثیرگذاری بر روی آحاد یک جامعه و ملت بسیار پیچیده‌تر و دشوارتر شده است. در میان نظریه‌های ارتباط‌جمعی دیدگاه‌های مختلفی درباره تأثیر و نقش رسانه بر شکل‌گیری نگرش‌های اجتماعی و نیز جهان‌بینی و در کل حیات اجتماعی وجود دارد. یکی از این نظریه‌ها «نظریه کاشت» بوده که دارای محبوبیت و محل بحث است. در این نظریه معتقدند همچون زمین کشاورزی، رسانه‌های جمعی آنچه را که در حیات اجتماعی به کشت می‌گذارند، درو می‌کنند. به بیان علمی، مخاطب در معرض رسانه‌های جمعی قرار می‌گیرد و توسط این رسانه‌ها «شکل داده می‌شود». این نظریه تأکید دارد که بیشترین تأثیر رسانه‌ها، تأثیر شناختی است. بدان معنا که می‌تواند نحوه مفهوم‌سازی مخاطب را از واقعیت و یقین به تعریف بگذارد. همچنین ادامه می‌دهد که برداشت یا فهم مخاطب از دنیای پیرامون بر آنچه در دنیای رسانه‌ها نمایش داده می‌شود مبتنی است. به عبارتی تصاویر ذهنی ما را دنیای رسانه تعیین می‌کند و فهم ما از دنیای واقعی تحت تأثیر رسانه‌ها است؛ بنابراین شاید این‌طور بتوان برداشت کرد که عمده‌ترین رویکرد مربوط به تأثیر رسانه‌ها در حوزه رویکردهای اجتماعی – رفتاری قرار دارد.

در دنیای امروز رسانه می‌تواند با ایجاد التهاب در یک جامعه منجر به ایجاد انواع انقلاب‌ها و شورش‌ها علیه حکومت‌ها شود، از طرف دیگر همچنین حکومت‌ها می‌توانند با اهرم رسانه‌هایی که در دست دارند جو حاکم بر جامعه خود را در دست بگیرد. در اینجا رقابت میان شاخه‌های مختلفِ تأثیرگذار آغازشده و بخشی که با قواعد انسان‌شناسی و جنبه‌های روان‌شناسی و جامعه‌شناسی انتقالِ درست و مدنظر پیام‌بر روی مخاطب آشنایی کافی و بیشتری داشته باشد، به‌وضوح پیروزِ این نبرد و جنگ رسانه‌ای خواهد بود؛ بنابراین ازجمله نقش‌ها و تایرهای رسانه بر روی زندگی امروز، می‌تواند نقش سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باشد. رسانه می‌تواند با در نظر گرفتن و اشاعه سبک زندگی خاصِ منظورِ خود، بر روی نیازهای اساسی جامعه تأثیرگذار باشد، حتی می‌تواند نیازهای اولیه انسانی را تغییر داده و به سمت دیگری سوق دهد. به‌طور واضح می‌توان نیاز و دسترسی به اینترنت را امروزه در نظر گرفت که نه‌تنها خود را در زندگی روزمره انسان‌ها جا داده که گاهی و در برخی شرایط بخشی از نیازها و حقوق اولیه بشری شده است. تأثیر رسانه در این تغییر نیازهای اولیه را نمی‌توان منکر شد. درزمینۀ تأثیرگذاری بر روی فرهنگ، رسانه نقشی اساسی بازی می‌کند. از آنجا که انسان امروزی به‌واسطه رسانه در معرض انواع داده‌های فرهنگی مختلف از سراسر کره زمین است، مشخصاً برخی از آن‌ها را در خود پذیرا خواهد بود و بدین‌وسیله در سبک زندگی‌اش تغییراتی ایجاد می‌شود که در طول زمان می‌تواند بر روی نیازهای اولیه و حیاتی‌اش نیز تأثیرگذار بوده و تغییراتی را ایجاد کند.

نقد فیلم مغول‌ها
نقدی دیگر از مغول‌ها بخوانید :
1 1 رای
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
0 کامنت
بازخورد
دیدن همه کامنت ها