Skip to content
نقد فیلم مشهد قالی

نقد فیلم مستند مشهد قالی (ناصر تقوایی – 1347) – (پلی از بیرون به درون)

زمان مطالعه: 4 دقیقه

ناصر تقوایی فعالیت مستندسازی خود را نزد ابراهیم گلستان آغاز کرد. در آن زمان استودیو گلستان دارای چنان اعتباری بود که آن را به بهترین مرکز مستندسازی بخش خصوصی تبدیل کرده‌بود. نگاه‌های شخصی و دغدغه‌مندی تقوایی عامل مهمی بود که استودیو گلستان و تقوایی را به هم پیوند می‌داد. تقوایی در مستندهای خود سعی کرده همواره به زندگی اجتماعی و فرهنگی نگاه کند و توجه به آداب‌ورسوم و فرهنگ یک ناحیه خاص در مرکز بیشتر مستندهای او دیده می‌شود. می‌توان گفت چنین علاقه‌ای پای تقوایی را به راه ساخت مستندهای قومی کشاند و «مشهد قالی» شاهد این ادعاست. این مستند قبل از «باد جن» اثر مشهور این کارگردان ساخته‌شده و شاید بتوان گفت ساخت آن دشواری بیشتری برای تقوایی داشته چون به زندگی فیلم‌ساز نزدیک‌تر بوده است.

تقوایی در مشهد قالی سعی می‌کند جنبه مولف‌محور اغلب آثارش را فراموش کند و تصویری متعهدانه نسبت به این مراسم که هرساله در مشهد اردهال برگزار می‌شود، ارائه دهد. متعهدانه از این نظر که او بیشتر تلاش دارد به اصل واقعیت وفادار بماند و موضوع را به‌صورت کلی نگاه کند و در‌عین‌حال سعی می‌کند به بیانی سینمایی نیز دست یابد.

نمای آغازین فیلم از داخل ماشینی است که در جاده حرکت می‌کند و همین‌طور که اسم‌ها بر روی صفحه نقش می‌بندند متوجه می‌شویم زاویه دید مربوط به اتوبوس زائرانی است که برای مراسم سالانه به سمت مشهد اردهال حرکت می‌کند. ما هنوز نمی‌دانیم ماجرا چیست و صرفاً با یک روز عادی روبه‌رو هستیم. روزی که در ادامه مشخص می‌شود قرار است چه مراسمی در آن انجام شود. در‌واقع  با این نمای آغازین قصد داشته بیننده را هم به‌عنوان زائر با خود به دل قصه ببرد. پس از مدتی صدای راوی به‌طور مستقیم با مخاطب ارتباط می‌گیرد و شروع می‌کند به شرح واقعه. در اینجا فیلم‌ساز برای شرح قصه از زمان حال خارج می‌شود و به‌جای آن پرده‌های نقاشی‌ که به روایت اصلی نزدیک‌تر هستند را جایگزین می‌کند. چیزی شبیه پرده‌خوانی در مراسم مذهبی گذشته که بیشتر در قهوه‌خانه‌ها انجام می‌شد. این تمهید به ارزش تاریخی اثر می‌افزاید و شکل مستند گونه خود را به دل تاریخ می‌چسباند و به ویژگی کهن‌انگاری مطلوب خود دست می‌یابد. اکنون بیننده اطلاعات نسبتاً خوبی از سلطان‌علی دارد،شخصی که این مراسم هرسال به خاطر او گرفته می‌شود.

فیلم‌ساز پس ‌از این شرحی کوتاه برای مدتی در داستان وقفه ایجاد می‌کند و قبل از پرداختن به ادامه ماجرا سعی می‌کند ما را با فضای ناتورالیستی جغرافیای فیلم و نوع رویارویی مردم مختلف با این رویداد آشنا کند. چیزی که به روش فکری «ژان روش» خالق مستند قوم‌نگاری بسیار نزدیک است. مستندهایی که در آن‌ها مردم بومی هم واقعیت خود هم نقش افراد داستانی را بازی می‌کنند. در این‌جا چیزی که باید به آن توجه شود رویکرد تقوایی در جایگاه کارگردان است. او سعی کرده از نظر«اتیک» (رویکرد از بیرون) به واقعه بپردازد و نگاه و درک و احساسی که خود در مشاهده زندگی فرهنگی این افراد به دست آورده را روایت کند و در کل اثر شاهد نزدیکی یک فرد بومی با ماجرا و رویکرد درونی نیستیم.

نقد فیلم مشهد قالی

تقوایی در این نقطه توقف به دو رویکرد اصلی مستند قوم‌نگاری یعنی کل‌گرایی و بافتی‌سازی متمرکز می‌شود. انبوه مردم را در نماهای لانگ شات در قاب می‌گیرد و همراه آن سعی دارد بافت منطقه و ارتباط این افراد با آن را نشان دهد، در این‌جا ما فقط  بیننده نیستیم و با زندگی، کسب و کار و نوع ارتباطاتی که به موازات این رویداد شکل می‌گیرد، آشنا می‌شویم. او با نمایش فال‌گیران، پهلوانان، جادوگران و… به دو ویژگی را توجه دارد: اول فرهنگ عامیانه که در آن افراد کنار یکدیگر جمع می‌شوند و چیزی را تماشا می‌کنند که در زندگی روزمره فرصت تماشایش نیست و حتی می‌تواند از جنبه‌های واقع‌گرای زندگی عادی نیز دور باشد و دوم توجه به کارکرد اسطوره‌ای یک واقعه است؛ مردمی که در این مکان جمع شده‌اند تا از نزدیک مراسم قالی را ببینند قطعا توجه به سابقه تاریخی و اسطوره‌های مذهبی برای آن‌ها اهمیتی ویژه دارد و چون اسطوره‌ها خرق عادت کرده و دست به کارهای گوناگون می‌زنند، قبل از مشاهده مراسم اصلی تمایل به دیدن فردی که زنجیر پاره می‌کند اهمیت و توجه زیادی برای مردم دارد.

دوربین همچنان‌که جمعیت حاضر در مشهد قالی را در قاب می‌گیرد، سعی می‌کند از نماهای لانگ‌‌‌شات به نماهای کلوزآپ کات بزند و حالات چهره و حس افراد مختلف را در رویارویی با موضوع نشان دهد و این‌گونه شکل زمانی که روایت ادامه پیدا می‌کند نیز خودش را نشان می‌دهد. فیلم‌ساز از پلی که به مانند توقف‌گاه روایت ساخته بود، عبور می‌کند و روایت پرده‌خوانی اسطوره‌ای خود را به روایت مردمانی در همین سرزمین و در زمان حال پیوند می‌دهد. افرادی چوب به دست که هر سال در روز خاصی جمع می‌شوند و با گرداندن قالی سوگواری می‌کنند.

با ورود افراد چوب به دست در تصویر دوربین کمی از سطح زمین فاصله می‌گیرد و سعی می‌کند با بالا رفتن به جای فرد، جمع را نشان دهد. در این بین گاهی به واکنش برخی از افراد کات می‌زند تا نوعی سوگ را در چهره‌ها نشان دهد نه این‌که ویژگی‌های درونی آن شخص را به تصویر بکشد. هم‌چنین بر چوب‌های بالا رفته تاکید می‌کند، این چوب‌ها همان‌طور‌که در فیلم اشاره می‌شود به نوعی نماینده شمشیر در گذشته است.

تقوایی در این مستند به جنبه مشاهده‌گری اولویت داده و سعی دارد داستان را به همان صورت که هست نشان دهد. با این حال زمانی مستند مشهد قالی ارزش فیلمیک پیدا می‌کند که تقوایی فرم ویژه‌ خود را با رویکردی از بیرون به درون انتخاب می‌کند و هدفش نمایش آن رخداد است نه اعلام موضع نسبت به آن. مشهد قالی تنها مستندی است که از ابتدای وقوع ماجرای اصلی‌ در این باره ساخته شده و می‌تواند منبع خوبی برای آشنایی بهتر با آن باشد.

نقد فیلم مشهد قالی
1 1 رای
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
2 کامنت
جدیدترین ها
قدیمی بیشترین امتیاز
بازخورد
دیدن همه کامنت ها
وحید
وحید
3 ماه پیش

عالی بود داداش. خداقوت

مدیریت وُپیاک
پاسخ به  وحید
3 ماه پیش

ممنون از نگاه شما