Skip to content
نقد فیلم فهرست شیندلر

نقد فیلم فهرست شیندلر (استیون اسپیلبرگ – 1993) – (کلاس درس «فهرست شنیدلر»)

زمان مطالعه: 6 دقیقه

وقتی سطح سواد خواننده بالا باشد، نویسنده باید بااحتیاط کلمه ردیف کند و پایین بیاید. وقتی اثری در سطح جهان برای بسیاری از انسان‌ها مهم باشد، باید قبل از اظهارنظر، خوب مفاهیم را چکش‌کاری شود. وقتی اثری جایزه‌ها ببرد و به‌نوعی برند شود، باید بسیاری ازآنچه را می‌اندیشیم بر کاغذ ثبت نکنیم چون می‌دانیم خوانندگان بی‌رحمی در تاریکی نشسته‌اند تا دفاعی غیرتمندانه از اثر محبوب کنند و به‌موازات عرض‌اندامی علمی-هنری. غرض اینکه، سخن گفتن در باب فهرست شیندلر اثر استیون اسپیلبرگ، بسیار حساس به نظر می‌آید. وقتی مضامینی چون سرمایه، کالا، یهود، نازی‌ها، هولوکاست، جنگ، کارگران، نوع‌دوستی، عشق و مرگ و ایثار و مهم‌تر: نکاتی سینمایی در تدوین و صدا و کارگردانی منطبق با اقتباس از یک رمان، تماماً در یک فیلم جمع باشند، کار قطعاً برای گزینش و تفسیر توسط نویسنده، سخت می‌شود. بااین‌حال، در این نوشتار تعدادی از مضامین فیلم فهرست شیندلر را، با ارجاع به واقعیت اثر اسیتون اسپیلبرگ، های لایت می‌کنیم.چارچوب نظری «مانستر برگ و آندره بازن» را تلاش داریم در تفسیر تحلیل خود، مبنا و مفروض بگیریم: دیدن و فهم عناصر سینمایی در زمینۀ مخصوص به خودشان است؛ دیدن و فهم عناصر در نسبت و رابطه‌ای که باهم دارند یعنی رابطۀ بین «سوژه» و «ابژه» و فهم دقیق «واو» بین آن دو.

نقد فیلم فهرست شیندلر

اسکار شیندلر، لیام نیسن، در فیلم فهرست شیندلر می‌گوید: همیشه برای «پولدار شدن» یه چیزی كم داشتم. حتی اگه می‌دونستم اون چیه، نمی‌تونستم فراهمش بكنم. تمام دلیل شكست‌های قبلیم، «نداشتن» اون چیز بود. امیلی: شانس؟ شیندلر: «جنگ»!

با این دیالوگ بالا و آن مقدمه­ی محتاطانۀ بالاتر، اکنون به سراغ خلاصۀ داستان فیلم استیون اسپیلبرگ می‌رویم تا راهنمای درک واقعیت اثر و بعد برداشت ما از آن باشد:اسکار شیندلر، فردی اهل تجارت و بازرگانی است و یکی از اعضای حزب نازی. شیک‌پوش و خوش‌گذران و معمولاً مست است. با مسئولان ارتش، روابط و نفوذ قوی دارد و در میان مردم، با یهودیان هم رابطۀ ویژه و کاری. این روابط قوی و شرایط جنگی به همراه  هوش تجاری شیندلر، سبب شده او راهی برای ارتقای زندگی‌اش در میان نازی‌ها و مردم ، خصوصاً یهودیان، پیدا کند. ازین رو درصدد است به همراه کارگران یهودی ارزان‌قیمت، کارخانه‌ای ساز کند؛ البته در فرمتی که به ضرر نازی‌ها نباشد و خودش نیز فدا نشود چون می‌دانیم در جنگ جهانی دوم، نازی‌ها یهودی‌ستیز بودند. حال لیام نیسن ،اسکار شیندلر، کارخانه‌ای راه می‌اندازد با نیروی ارزان‌قیمت کارگران در قلمرو حاکمیت نازی‌ها. این امر سبب می‌شود که شیندلر در میان یهودیان و نازی‌ها یعنی دو دشمن همدیگر مدام در ارتباط باشد و خود نیز نفعی ببرد. گفتیم نامبرده، تاجر است و طبعاً و منطقاً نمی‌توان تاجری را تصور و تخیل کرد که به فکر سود و زیان خودش نباشد و تماماً قصد خیرخواهی و انسان‌دوستی و شفقت ورزی داشته باشد، آن‌هم در کجا؟ در میان نازی‌های بی‌رحم. پژوهشگر حرفه‌ای اسناد تاریخی دورۀ جنگ بین‌الملل  را، نگاه که می‌کند، قطعاً  از اعمال نازی‌ها، مغزش سوت می‌کشد و مو بر تنش ، سیخ.

نقد فیلم فهرست شیندلر

اینکه کشورهای چون شوروی و آمریکا و انگلستان چگونه مقابل نازی‌ها ایستادن، داستانی مفصل است که ذکرش در اینجا روا نیست. در چنین و اوضاع احوالی، که ذکرش مختصر رفت، عنوان فیلم بامعنی می‌شود یعنی «فهرست شیندلر». آنانی که در فهرست اسکار شنیدلر باشند، احتمالاً زندگی  خودشان را، تضمین کردند و کسانی که در «فهرست تاجر» نیستند و یهودی‌اند، احتمالاً به سمت مرگ رفته‌اند. حال در واقعیت تاریخی و گذشت بیش از 70سال از جنگ، چند نفر یهودی به‌وسیله نازی‌ها دقیقاً کشته شده اند، محل مناقشۀ طرفین در جنگ جهانی دوم است یعنی وضعیت کشتار نهایی نازی‌ها و تعداد کشته‌های کل جنگ مثل بسیاری از اختلافات انسانی، نامشخص است ولی پژوهشگران و مورخان کماکان در تلاش‌اند که ابعاد تاریک ماجرا را، به شکلی منطقی و مستند، روشن کنند.

شیندلر کار خطرناکی می‌کرد چون با دشمن نازی‌ها یعنی یهودی‌ها مراوده داشت و این امر برای گود، رالف فلنس، از فرماندهان ارتش که راحت آدم یهودی، تمرین تیراندازی وی در بالکن را به یادآوریم می­گشت، مهم بود. اما نازی‌ها همچون تاجر محصولات کارخانه، به منافع خودشان در رابطه با شنیدلر فکر می‌کردند و شنیدلر نیز در آرزوی «پولدار شدن» بود حتی در «جنگ». امیلی فکر می‌کرد «شانس» سبب پولدار شدن می‌شود ولی شیندلر می‌گفت جنگ فرصتی است برای پارو کردن اسکناس. ازین رو، ظاهراً با آگاهی به استقبال خطرها آمده بود. گفته‌اند جنگ نهایتاً فعالیتی اقتصادی است. نظامیان و فرماندهان مغز خر نخورده‌اند آذوقه هزاران سربازان را تأمین کنند و پول گلوله و تانک بدهد ولی در یوم‌الحساب متوجه شوند که هزینه با درآمد نمی‌خواند و در یک‌کلام صرفه نکرد؛ جنگ را می‌گویم. اینکه کشتن آدم‌ها گناه است یا نا انسانی است حقیقتی بدیهی است اما جنگ در واقعیت شکل می‌گیرد نه در صفحه کاغذ. و بحث فکری  پیرامون جنگ، در تحلیل نهایی، بازتاب واقعیت است نه خود عینیت جنگ. همه‌چیز با زبان خوش حل نمی‌شود اگر حل می‌شد قطعاً صفحات «تاریخ تمدن جهان» به قول «ویل دورانت» مورخ، سرشار از خون و خشونت نبود.

 اما چه رابطه‌ای بین «پول» و سرمایه و شخصیت شیندلر و کشتار یهودیان و «جنگ» و نازی‌ها و نجات جان انسان‌ها در پایان فیلم وجود دارد؟ می‌دانیم جنگ، صنایع جدیدی را که غالباً پنهان است آشکار می­کند و یا سبب شکل دادن به صنایع جنگی مثل دم و دستگاه شیندلر و حسابدار یهودی­اش می‌شود: اختراع ابزارهای گوناگون در جنگ کماکان ادامه دارد و حتی سرعت می‌گیرد. منظور اینکه، جای که بالاترین رقابت رخ می‌دهد قاعدتاً کمیت و کیفیت تغییرات جدی می‌کنند و انحصارها نیز شکسته می‌شوند. جاه‌طلبی و ضرورت و سود اندیشی، برای به دنیا آمدن اختراعات جدید، نوعی از پروتئین مکمل است.

نقد فیلم فهرست شیندلر

«هانا آرنت»- فیلسوف آلمانی- در کتاب «ریشه‌های توتالیتاریسم» به این نکته اشاره می‌کند که اندیشه‌های سودگرایانه و «امپریالیستی» در رشد تفکر نژادی – خصوصاً در آفریقا-تعیین کننده بوده است. به زبان ساده یعنی سوخت اصلی- ونه فرعی قدرت مالی و حاکمیت نازی‌ها را، تفکری نژادی تأمین می‌کرد. تفکری که خود را برتر و دیگری را بربر می‌دانست و نباید حق زندگی داشته باشد. حتی اگر در کارخانه شیندلر عضو نازی نژادی از دیگری غیر نازی‌ها باشد، همواره به چشم بیگانه به آن می‌نگرند. ازین رو تمام تبلیغات مداوم حول محور برتری نژادی نازی بوده است و مابقی تقریباً کشک. برای انسجام داخلی باید دستاویزی پیدا کرد و در این راه، چه چیزی بهتر ازین مضمون و شعار سرراست: آن‌ها بد هستند و ما خوبیم، خیلی خوبیم!

 ومهم تر اگر جنگ سبب برتری و حاکمیت نژادی نازی‌ها خواهد شد پس سلام به جنگ! و مصرف قدرت و ثروت را، در راه جنگ‌افروزی، حتی به قیمت از بین بردن نژاد انسانی دیگر، کلید باید زد و توقفش حرام است. آگاهی به این اصول نازی‌ها که ذکرش مختصر رفت درک شخصیت جذاب لیام نیسن و فهرست یهودیانی که در کارخانه وی کار می‌کردند را، جامع‌تر و منسجم‌تر می‌کند. حال سؤال این است آیا شیندلر می‌توانست بدون قدرت اسکناس  و نفوذش در ارتش، برای یهودیان مؤثر واقع شود؟ یعنی همه‌ی ماجرای فیلم را نمی‌توان به صلح‌دوستی و نیک منشی یک آلمانی تقلیل داد و از او قدیسی سینمایی ساخت. شرایط جنگ با شرایط صلح متفاوت است اگرچه در امتداد هم هستند و یکدیگر را دنبال می‌کنند. نقطه‌ضعف جنگ همین است که نمی‌تواند همیشگی باشد. صلح مایه‌اش از همیشگی نبودن جنگ می‌گیرد. علاوه براین بخش زیادی از قدرت شخصیت‌پردازی لیام نیس به خاطر حضور یهودیان و سیاهی‌لشکر آنان در بازار است آنانی که نامی ندارند و کارگران- سرمایه متحرک سودآور- و به یک معنی قدرت چانه‌زنی وی در تعامل با فرمانده گود بود. به‌عبارتی‌دیگر، کارخانه بدون نیروی انسانی یهودی و غیر یهودی محلی از اعراب نخواهد داشت و آرزوی پولدار شدن شیندلر، نسیه می‌ماند و نقد نمی‌شد.  به زبانی فنی: ابژۀ سرمایه، نیروی کار است و ارزش، از مبادله و تحرک متناقض بین این دو شکل می‌گیرد و به فراتر می‌رود.

نقد فیلم فهرست شیندلر

کاری به کالای که در کارخانه شنیدلر تولید می‌شد نداریم ولی نفس حضور کارگران به کارفرما در تعاملش قدرت و اعتمادبه‌نفس بیشتر می‌داد یعنی تماشاگر با دو نفر، اسکار شیندلر قبل از کارخانه و شیندلر بعد از کارخانه روبرو است. این جدا از هم نیستند بلکه هدف از تمایز، نشان داد نقطه عطف کارخانه در زندگی شیندلر است و جان را در پرتو سرمایه می‌توان نجات داد. قدرت پول به همین است که می‌تواند منشأ خیر بزرگ شود و انکس ازین قدرت بی‌بهره است نهایتاً خیر ورزی او، چند سکه به گدای خواهد بود.

 بعد از سرمایه کارخانه و نیروی کار سودآور- تو بخوان افزایش اعتبار کاری شیندلر در میان نظامیان- در شرایط جنگی است که «فهرست» معنی‌دار می‌شود و نه قبل از آن. یعنی زمینه جدید تاریخی که در لهستان شکل می‌گیرد سبب حرکت شیندلر و تدوین فهرستش می‌شود. تحویل و تقلیل این امر به خصلت‌های نیک شخصی و فردی نشان از کوته‌نظری و تحریف و انکار تاریخ در سینما است. بگذریم ازین نکته که این فیلم بر اساس یک رمان ساخته‌شده است. چون بنا به نظر کوروساوا، درراه انتقال تصاویر ادبی به تصاویری سینمایی امکان شهید شدن حقیقتی تاریخی وجود دارد. پس، همذات پنداری با مظلوم واقع‌شدن قومی در تاریخ و درمیان جنگ و پهلوان وار رفتار کردن بازیگری، نباید قضاوت ما را، با شور و تخیل و هیجان لحظه، مخلوط کند به‌طوری که ما نظریات سینمایی کسانی چون «بازن» و «مانستربرگ» را دستکم بگیریم. بلی! فضیلت شیندلر در قبال نیروی کار یهودیان، تنها باوجود رذیلت نازی‌ها، سینما می‌شود و لاغیر.

نقد فیلم فهرست شیندلر
5 1 رای
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
0 کامنت
بازخورد
دیدن همه کامنت ها