Skip to content
نقد فیلم صادق کرده

نقد فیلم صادق کُرده (ناصر تقوایی – 1351) – (عشق یا غیرت)

زمان مطالعه: 4 دقیقه

بعد از موفقیت «آرامش در حضور دیگران»، تقوایی سراغ ساخت فیلمی تجاری‌تر رفت. «صادق کُرده» یکی از فیلم‌های شاخص موج نوی سینمای ایران و ازجمله فیلم‌های با تم انتقام سینمای ایران است که در دهه ۵۰ خورشیدی موضوع چند فیلم مطرح آن دوران بود.

مقدمه

صادق کُرده روایتی کلاسیک دارد و می‌توان این را اضافه نمود که فیلمی گیشه‌ای است. سکانس افتتاحیه فیلم که با نمایی از قهوه‌خانه در پس‌زمینه که نوشته‌های غیردایجتیک عنوان‌بندی بر آن حک شده است آغاز می‌شود‌. پس از پایان عنوان‌بندی فردی (سرگروهبان ولی خان با بازی عزت الله انتظامی) که در میانه راه متوجه می‌شویم که مأمور قانون است از پس‌زمینه به پیش‌زمینه حرکت می‌کند‌. او دو بار تعمق دررفتن می‌کند و بازمی‌ایستد و به عقب، به سمت قهوه‌خانه و کامیونی که توقف کرد نگاه می‌کند. در اینجا حسی از کنجکاوی ‌از اینکه سرگروهبان متوجه چه چیزی شده است؟ یا اینکه به چه چیزی شک کرده است؟ در مخاطب برانگیخته می‌شود. درصحنه بعدی وقتی متوجه می‌شویم که راننده کامیونی که برای خوردن چای و استراحتی کوتاه توقف کرده بود از زینب (با بازی آتش خیر) دختر سرگروهبان و همسر صادق(با بازی سعید راد) که در غیاب همسرش در حال اداره قهوه‌خانه است درخواست می‌کند که شب را بماند، موجب تعلیق و دلشوره می‌شود. از همین سکانس افتتاحیه حس تعلیق آغاز می‌شود و در تمام فیلم ریشه می‌دواند که آیا صادق لو می‌رود یا دستگیر می‌شود؟ یا دریکی از این درگیری‌ها به دست راننده کامیونی کشته می‌شود؟

نقد فیلم صادق کرده

ساختار کلاسیک و سببیت

 فیلم از سی قطعه یا صحنه تشکیل‌شده است که نقطه عطف آن‌که فیلم را هم به دونیم تقسیم می‌کند صحنه‌ای است در خانه سرگروهبان ولی خان می‌گذرد و او به این آگاهی می‌رسد که صادق اسلحه کمری او را که ازقضا آلت قتالِ هم است کش رفته است. در فیلم سه دیدار بین سرگروهبان ولی خان و رئیس پاسگاه می‌گذرد که در بین صحنه‌هایی که صادق حضوری فعال دارد نقطه‌گذاری می‌شود. در نیمه اول فیلم صادق مرتکب چهار قتل می‌شود و به ‌اصطلاح در حال یکه‌تازی است. قتل اول صحنه‌ای است که در امام‌زاده می‌گذرد و به نظر بنده هوشمندانه در تدوین کارشده است‌ و به مضمون اصلی فیلم ربط پیدا می‌کند‌. صادق پس از زیارت از امام‌زاده و تطهیر روحی به بیرون می‌آید و راننده کامیونی را در حال نمازخواندن می‌بیند، به انتظار می‌نشیند و کمی بعد با تکه سنگی راننده کامیون را که در حال سجده بوده است به قتل می‌رساند. در اواخر نیمه اول فیلم که در ژاندارمری می‌گذرد شامل گفتگویی میان سرگروهبان ولی خان و رئیس پاسگاه (با بازی محمدعلی کشاورز) است که تعلیق را به اوج خود می‌رساند. از دیالوگ‌های کنایه‌ای بین این دو که بگذریم، رئیس پاسگاه بلند می‌شود و به سمت پنجره اتاق می‌رود که بیرون پنجره دختر خردسال صادق در حال بازی کردن با سگی است و هم‌زمان دوربین با او تصحیح قاب می‌کند،‌ بعد از مکثی رو به سرگروهبان ولی خان می‌کند و می‌پرسد: راستی دومادت کجاست؟ حالا دوربین از نیم‌رخ ولی­خان با یک چرخشی به سمت چپ تمام‌رخ او را در تأکید قرار می‌دهد و هم‌زمان موسیقی دلهره‌آور غیر دایجتیکی پیدایش می‌شود‌. بعد از پاسخ ولی خان به رئیس پاسگاه مبنی بااینکه صادق کُرد است صحنه با زوم بر چهره مات و مبهوت ولی خان به پایان می‌رسد و این ایجاز خود حاکی همه‌چیز است. اما در نیمه دوم فیلم عرصه بر صادق تنگ می‌شود و او تنها مرتکب یک قتل می‌شود. در تلاش اولیه خود با شکست مواجه و موفق به زخمی کردن راننده کامیون می‌شود، اما در تلاش دوم خود درصحنه‌ای نمادین راننده کامیونی را که در حال شکار آهو است  به قتل می‌رساند. در دیدار دوم سرگروهبان ولی­خان و رئیس پاسگاه هویت صادق به‌عنوان قاتل شناسایی می‌شود و در مونولوگی که رئیس پاسگاه دارد که مبنی بر شرافت است بازهم تأکید بر چهره شرمسار ولی‌خان است که مانند دیدار اول در گوشه سمت راست قاب قرار دارد. دراین‌بین در باقی صحنه‌ها تأکید بر دررفتن صادق از دست قانون است. به‌عنوان‌مثال از طریق یکی از دوستانش کشتی‌رانی را می‌بینید که درازای فراری دادن او هزار و دویست تومان می‌گیرد اما ازآنجاکه صادق توانایی پرداخت چنین پولی را ندارد، قبل از دیدار سوم سرگروهبان ولی خان و رئیس پاسگاه صادق به خانه ولی‌خان می‌رود و درخواست پول می‌کند در طی آن صحنه با اظهار ندامت اسلحه کمری (آلت قتالِ) که متعلق به ولی‌خان بود را به او تحویل می‌دهد. در دیدار سوم و آخر سر‌گروهبان ولی‌‌خان و رئیس پاسگاه بیننده با حقیقت تکان‌دهنده‌ای روبرو می‌شود مبنی براینکه قاتل همسر صادق دستگیرشده است.در پایان این صحنه سرگروهبان، صادق را رئیس پاسگاه لو می‌دهد. در سکانس اختتامیه فیلم جایی که صادق حیران و سرگشته، در زیر آفتاب سوزان مناطق جنوب ایران نمی‌داند به کدام سمت برود‌، در یک نما کارگردان با یک زوم اوت هم‌زمان هم بر تنهایی صادق تأکید می‌کند و هم بیننده را متوجه انبوهی از سربازانی که پشت درختان نخل قایم شده‌اند. بعد در یک تعقیب و گریز بین مأموران قانون و صادق، معطل شدن مأموران قانون پشت قطار تعلیق صحنه را به اوج خود می‌رساند. آیا صادق می‌تواند موفق شود و فرار کند؟ خیر، هیچ راه فراری نیست. درمجموع صادق کرده فیلمی قابل‌قبول در ساختار سینمای کلاسیک است که در این  ساختار سببیت حرف اول و آخر را می‌زند.

نقد فیلم صادق کرده
نقد فیلم صادق کرده
4 1 رای
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
0 کامنت
بازخورد
دیدن همه کامنت ها