Skip to content
نقد فیلم سکوت

نقد فیلم سکوت (اینگمار برگمان – 1963) – (سکوت سینمایی برگمان)

زمان مطالعه: 5 دقیقه

فیلم «سکوت» برگمان بازنمایی دقیقی است از قدرت سکوتی هنرمندانه که تن به مفهوم‌پردازی به‌آسانی نمی‌دهد؛ اما این سکوت از سر اجبار است یا رغبت و میل؟ برای دریافت پاسخ باید به تماشای فیلم بنشینیم.

نشان دادن این امر که سکوت به‌مانند صدا، کاری انجام می‌دهد درصحنه‌های از فیلم برگمان موجود است. به‌عنوان‌مثال نمایش کوتوله‌ها در فیلم، نمایشی ساکت است؛ اما به‌طور فشرده، فیلم سکوت درباره‌ی چیست؟ داستان سفر دو خواهر و پسری کوچک است یعنی: آنا و استر و یوهان. تا همین‌جا حتماً متوجه شده‌ایم که عنصر زنانگی بر شکل و خط «داستان» فیلم بر عنصر مردانگی در فیلم‌نامه‌ی «برگمان» غلبه دارد. منظور اینکه دو زن قصه را جلو می‌برند و ما مرد در ابتدای داستان نمی‌بینیم. مرد کجاست؟ در سکوت است و یا «یوهان» نماینده­ی آینده­ای آن است؟ انگار این خانواده مرد ندارد. جلوتر که می‌رویم و وارد وسط فیلم می‌شویم متوجۀ رقابت، تنش، درگیری بین استر و آنا می‌شویم که حکایت از رابطۀ پرتلاطم و سرشار از کش‌وقوس ظریف دارد. می‌بینیم حسادت‌های زنانه را در میان خود زنان، میل به کنترل و سلطه‌جویی استر نسبت به آنا را می‌بینیم. آیا این به خاطر فقدان مرد و سست شدن قوانین خانواده در یک جامعه است؟ یا استر می‌خواهد برای آنا نقش مرد را ایفا کند؟ در حالی آنا از قانون و میل به کنترل استر، خواهرش، سرباز می‌زند و دنبال برآورد کردن نیازهای غریزه‌اش با مردی بیگانه در بستر می‌خوابد.

نقد فیلم سکوت

در این میان، یوهان، پسرش، کجاست؟ چه می‌کند؟ یوهان در حقیقت سرگردان است. پس ما نه‌تنها چگونگی رابطۀ دو خواهر و سرنوشت یک بچه را می‌بینیم، بلکه رابطۀ زن و مرد و فرزند در تاریخ یک کشور را به شکل سینمایی می‌بینیم. درواقع، سینما در مقام یک متن است که کلمات آن در جامعه نوشته می‌شود. هر فیلم و هر سینمایی خود بخشی از جامعه است و می‌تواند سلیقه اجتماع را تحت تأثیر خود قرار دهد و کارکردی داشته باشد.

چه اتفاقی رخ‌داده که کارگردانی چون برگمان چنین فیلمی در تاریخ 1963 بسازد؟

سینما نمی‌تواند از دورۀ تاریخی جامعۀ خود جدا باشد: این پیش‌فرض سادۀ «جامعه‌شناسی سینما» و «جامعه‌شناسی هنر» است. به‌عنوان‌مثال باید گفت که «تضاد» و تعارضی که مابین، خواهران یعنی استر و آنا هست در حقیقت در خود جامعه هم هست و ازآنجا می‌آید و در فیلم منعکس می‌شود. همچنین آنا وقتی لباس جذاب می‌پوشد به میان مردم می‌رود این مثال روشنی از فیلم «سکوت» است یعنی همان‌طور عناصر سینمایی باهم در پیوند و در نسبت هستند تا یک کل هنری را بسازند «آنا» هم با مردم در پیوند است تا به زیبایی جنسی خود پی برد و به‌موازات «استر» هم واکنش نشان دهد؛ به زبانی فنی و فلسفی: «فرد، کلی است».

 

نقد فیلم سکوت

غایب موسیقی به‌مثابه سکوت

اما چه چیزی انگار در فیلم برگمان غایب کم‌پیداست: موسیقی. آیا ضرورت استفاده از موسیقی احساس نشده بنابراین برگمان از آن استفادۀ زیاد نکرده است؟ چرا بیانگری موسیقی را نمی‌بینیم؟ شاید عدم استفاده از موسیقی در بین استر و آنا و یوهان نشان از هوش کارگردان است چون ضرورتی ندارد که در اوج تنش از آن استفاده کرد یعنی فرم را باید بجا کار گذاشت نه در هر سکانسی.

خارج از این چه رابطه‌ای بین عنوان فیلم و خود موسیقی به‌مثابه فرم بیانی دارای حس وجود دارد؟ آیا این سکوت زمینۀ است برای پخش هر موسیقی است؟ یعنی تمام‌کار سکوت برای این است که موسیقی را به میدان بفرستد و شرایط وقوع موسیقی را از قبل فراهم کند؟ انگار سکوت یک‌قدم قبل از موسیقی است: زمانی که موسیقی پخش نیست یا شاید موسیقی بی‌کلام فیلم، سکوت باشد.

نقد فیلم سکوت

می‌دانیم استفاده از زبان برای ارتباط و گفتن از تجارب زیسته همواره با محدودیت‌ها و پارازیت‌های درونی و بیرونی روبرو است درحالی‌که سکوت- هرچند مبهم و کلی می‌تواند از پارازیت‌ها عبور کند و آنچه می‌خواهد را انتقال دهد. سکوت در را‌هی نامرئی سیر می‌کند. آنجا که زبان می‌ایستد و سخن متوقف می‌شود سکوت می‌تواند راه برود و معنای خود را انتقال دهد.

درواقع سکوت معدن غنی از نشانه‌هاست. علاوه بر آنکه سکوت زبانی منحصربه‌فرد است نوعی خاصی از فعالیت و عمل است. عملی که می‌تواند بیانگر خشم و خشونت در جامعه مثل رابطۀ استر و آنا باشد، یا زمینه‌ساز آرامشی از راه پنهان کردن حقیقتی. گویند که میوه سکوت، صلح است. ظاهراً مهم‌ترین و باارزش‌ترین چیزی که در سکوت هست صلح است. شاید این صلحی که سکوت می‌فزاید سبب جذابیت آن شده است. سکوت در عرصه مختلف می‌تواند معنای متفاوتی بدهد مثلاً در عرصه زناشویی می‌تواند اوج خشم و اعتراض یا ناتوانی و در ادامه رابطه و مدیریت وضعیتی باشد. در عرصه اجتماعی سکوت می‌تواند بیانگر بی‌تفاوتی و بی‌حسی نسبت به مسائل پیرامونمان باشد. سکوت در برابر رخدادهای سیاسی داخلی و خارجی شاید ناشی از تمایل ما به خطر نکردن و محافظه‌کاری باشد یا ناتوانی و هزینه بالا در انجام کنشی و مهم‌تر نداشتن منافعی.

سکوت می‌تواند تاکتیک و ابزاری باشد برای رسیدن به هدفی یا موضعی بی‌طرفانه گرفتن از طریق آن. همان‌طور آنا از طریق سکوت کردن و استر از طریق چیزی نگفتن، در کنار هم زندگی می‌کنند و یوهان هم خیلی حرف نمی‌زند یعنی انگار این سه و مستخدم زبان هم را نمی‌فهمند و تنها زبان سکوت را و اشاره را می‌فهمند. از این جهت می‌توان گفت ما در این فیلم برگمان با «انرژی سکوت» سروکار داریم که این قابلیت را دارد تنش را در حدی کنترل کند و صلحی هرچند شکننده مابین دو خواهر بیافریند. کسی که سکوت می‌کند این گمان را تقویت می‌کند که حامل و ناقل چیز ارزشمندی است. کسی که سکوت می‌کند شاید دیگران را قابل نمی‌داند که اطلاعات خود را با آن‌ها در میان بگذارد.

نقد فیلم سکوت

سکوت سینمایی

به هر صورت، چه سکوت به‌عنوان مکانیسم دفاعی باشد که آدم اختلالی را با آن پنهان می‌کند و در پشتش سنگر می‌گیرد چه زبان وضعیت تنهایی باشد و یا به معنی حرفی نداشتن قلمداد شود، ابداً در مورد برگمان صدق نمی‌کند: «سکوت» وی، سینمایی است و هنرمندانه. سکوتی است پر نبض که ظاهراً «استر» مخالف آن است و به ضرر آینده­ی «یوهان» کوچک است. در دنیای که در حال «تجربۀ مدرنیته» و «پست‌مدرنیسم» است، «سنت و کارکرد خانواده» قطعاً سست می‌شود یعنی «هر چیزی» در انتظار یوهان‌هاست یعنی «سکوت» می‌تواند به شکلی سینمایی «معنای هر چیزی» را بدهد.

نقد فیلم سکوت
5 1 رای
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
0 کامنت
بازخورد
دیدن همه کامنت ها