Skip to content
نقد فیلم روانی

نقد فیلم روانی (آلفرد هیچکاک – 1960) – (روانکاوی فیلم روانی)

زمان مطالعه: 5 دقیقه

در مصاحبه‌ای با حالتی اعتراضی به  «هیچکاک» می‌گویند: بعد از سکانس دوش گرفتن «ماریون کرین»، در فیلم «Psycho» شما، به تنهایی دوش گرفتن، ترسناک شده است. هیچکاک در پاسخ به مصاحبه‌کننده، با ارجاع به فیلم ترسناک دیگری در دهه­  60، و با مقداری «طنز» و «شوخی»، از مسئله عبور می‌کند.

«فروید» دربارۀ «شوخی»، «طنز و جوک‌ها»، «زبان بدن»، «ناخودآگاه» و «رویا» و سایر «مفاهیم بنیادین روانکاوی»، متونی به‌جا گذشته است که برای اهل تحقیق، در دسترس است. این اسناد، کار ما را در بررسی روانکاوانۀ فیلم «روانی» هیچکاک- با تاکید بر سکانس مشهور حمام گرفتن ماریون کرین- محتوای مصاحبۀ بالا و سرگذشت زندگی خود هیچکاک، تا حد زیادی آسان می‌کند. اگرچه خود عمل روانکاوی و درک متون روانکاوی، حقیقتا، فرآیندی پیچیده است یعنی قابل تقلیل به چند سخنرانی و درس‌گفتار فشرده شده نیست.

در سکانس دوش گرفتن «ماریون کرین» چه عنصرسینمایی برجسته است؟ صدا. از همین جا بحث را جلو می بریم.

صدا، اعلام علنی حضور است؛ حال چه صدای باد، چه صدای خزیدن ماری در زیر بوته‌ای، چه جیغ‌های ممتد «ماریون کرین» در حمام در فیلم «روانی». اما صدای ماریو در حمام، فقط صدای حضور انسانی نیست که می‌خواهد خطری را از خود دور کند بلکه صدای ترسناک تعلیق هیچکاکی نیز هست. همچنین، تنشی که در تن تعلیق است در شدت صدای «ماریون کرین» و اوج گرفتن‌های پی درپی آن نیز معلوم است. در آن سکانس ترسناک تاریخی، تعلیق خطرناکی که در چشمان منتظر بینده است یا انتظار خطرناکی که در تعلیق، عنصر صدا-دقیق‌تر کنیم «فرم صدا»- تلاش می‌کند بر آن نقطه پایانی بگذارد؛ صدای ماریون، به مثابۀ سدی در برابر خطر و یا در حکم سپری برای دفاع و «تداوم بقا»؟ آیا نطفه‌ای از «روانشناسی تکاملی داروینی» در این پرسش نهفته است؟ در حقیقت، در آن سکانس «روانی»، ما فقط صدای ماریون را نمی شنویم سه صدای دیگر با آن ترکیب و همراه می‌شود: صدای آب، صدای موسیقیِ جیغ مانند «برنارد هرمن» و صدای کنار کشیدن پرده. این چهار صدا، ترس  و وحشتی سنگین در فضای حمام ایجاد می‌کنند؛ به نظر می‌ر‌‌سد هیچ کدام از عناصر سینمایی دیگر، در آن صحنه به غیر از عنصر قوی صدا و ترکیب چند نوع آن با هم، مطلقا این قابلیت را ندارند چنین فضایی را بیافریند. منظور اینکه اضافه کردن دیالوگ از قدرت  آن صحنه می‌کاست یا گریمی خاص به تن بازیگر.

نقد فیلم روانی

پس، این هنر کارگردان است که در هر سکانسی از چه فرمی استفاده کند تا احساسات مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد و اعتبار فیلم را نزد عام وخاص، بالا ببرد؛ و مفهومی و معنی باورپذیر به ببیندۀ فیلم «انتقال» دهد و او را وادار کند تا پایان فیلم، نه، حتی بعد از پایان فیلم، همچنان در فکر صحنه‌ای به یادماندنی اما وحشتناک بماند. به‌طور کلی، نشناختن روان کاراکتر و به‌طور جزیی، نااگاهی نسبت به قدرت زبان بدن- مشخصا در اینجا حالت صداها و اثرات شان- در جلوی دوربین، باعث می‌شود در خلق سکانسی ماندگار و رسیدن به  فرمی متوازن، شکست بخوریم. می‌دانیم که آشنایی با زبان بدن در بازیگری اهمیت بالایی دارد. صدای شدید وحشت‌ز‌ده بدون ادای هیچ دیالوگی از سوی ماریون کرین و بازیگری دیگر، در حقیقت  زبان قوی یک بدن است که تصمیم گرفته که با تمام وجود به تعلیقی ترسناک پایان دهد؛ اما آیا می‌تواند؟ باید فیلم را با حوصله دید و درباره‌اش بیشتر  خواند و به این تاملات نقدپذیر نگارنده هم، اکتفا نکرد. پس، اساسا صحنۀ بیادماندنی، صحنه‌ای نیست که در ان دیالوگ‌های جذاب و پرمعنی از دهن ستاره‌های سینما، رد و بدل  می‌شود. محتوا را بهتر ‌می‌فهمیم اگر قبل‌تر فرم را درک کرده باشیم: در واقع، مکان سوژۀ سینما، سرزمینی است که در آن فرم و محتوا، در «دیالکتیک» و در رابطه‌ای درحال دگرگونی‌اند.

به مصاحبۀ هیچکاک برگردیم و واکنش‌ها به آن سکانس و «بینش» روانکاوانه­ای که آن سکانس و آن مصاحبه، نقدا موجود است. گفتیم بسیاری بعد از دیدن فیلم «روانی» و ساختن آن صحنۀ مشهور، از تنها به حمام رفتن می‌ترسند؛ این «ثروت سینما» است یا قدرت سینما؟ این نشان از هوشمندی کارگردان در شناخت روان ادمی است یا «هم‌ذات­پنداری» مخاطبی ساده دل با ایفای نقش هنرمندانه ماریون کرین؟ بدون شناخت روانشناسی صدای انسان و تاثیری که تن و لحن و موج و حالات مختلف صدا، روی عواطف و هیجانات و احساسات – به یاری سایر عناصر هنری سینما- می‌گذارد، تقریبا بعید می‌بود که هیچکاک به آن مهم دست یابد و تا این حد وحشت و ترس را در «ناخودآگاه» بینده بکارد و یک معنی با موفقیت «انتقال» دهد یعنی نگذارد به تنهایی و باخیال راحت دوش بگیرند! حال سوال بنیادین این است: آیا بین «خودآگاه» کارگردانی که دوربین و بازیگر را هدایت می‌کند و«ناخودآگاه» بیننده‌ای که حرکات تصاویر بر روی پردۀ سینما را دنبال می‌کند، رابطه‌ای وجود دارد؟ اعتراض به هیچکاک در آن مصاحبه، علنا نشان می‌دهد که رابطه‌ای مستتر است. اما دقیقا چگونه رابطه‌ای؟ با این وجود، انتظاری منطقی نخواهد بود اگر خواننده بخواهد در این مجال کوتاه، به‌طور مفصل و جامع، به آن پرسش بزرگ بپردازم.

دقت داشته باشیم تا الان ما وارد هنر موسیقی جیغ مانند «برنارد هرمن»، که بخشی از ترکیب صدا در آن سکانس را تشکیل می‌دهد، نشده­ایم و چیزی از تاثیر یک آهنگ ترسناک بر روان آدمی  و در موقعیتی دردناک، نگفته‌ایم یعنی درباب موسیقی در سینمای هیچکاک مشخصا فیلم روانی ایشان ورود نکرده­ایم. در واقع ما تاکنون با تمرکز بر صدای ماریون کرین در سکانس حمام گرفتن وی، اتفاقات بعدی و واکنش مخاطبان به هیچکاک، تفسیر کردیم.

نقد فیلم روانی

سوالی هم‌سطح سوال قبلی و در کنار آن: آیا بین کارگردانی صدای جیغ «ماریون کرین» در حمام، با صدای جیغ مانند موسیقی فیلم روانی، که تقریبا 15 ثانیه طول می‌کشد، رابطه‌ای وجود دارد که خبر از فرمی عالی در سینما -بدون ادای هیچ حرفی- می‌دهد؟ این ویژگی «میل» آدمی در ناخودآگاه اوست که از قاعده می‌گریزد. به‌عبارتی دیگر، از «ناخودآگاه» صاحب اثر موسیقی فیلم، تا «ناخودآگاه» صاحب فیلم «روانی»، به قول «فروید»، «یک راه مستقیم» هست: نوعی «همانندسازی» بین برنارد هرمان و آلفرد هیچکاک؟

نقل است که پدر مذهبی هیچکاک، وی را در «کودکی» از طریق پلیس، بسیار ترسانده و چند دقیقه در سلولی، هیچکاک کودک را، زندانی کرده. این رفتار نسنجیده پدر هیچکاک، در دوران مهم کودکی وی، احتمالا و چنان که به‌نظر می‌اید تاثیری جدی بر «ناخودآگاه»­ هیچکاک داشته؛­ تاثیری که در صدای ترس‌های سینمایی هیچکاکی و نیز در صدای زندۀ تعلیق او و انتخاب موسیقی و زمان ورود آن با جیغ‌های «ماریون کرین» آشکار است: دقیقا اینجا محلی است که «روانکاوی» می‌تواند به بررسی سوژه­ای سینمایی بپردازد که «خودآگاهانه» دوربینی در دست دارد و رو به «ناخودآگاهی» مخاطبان گرفته است. به عنوان حسن ختام، فروید می‌گفت: کودکی، پدر بزرگسالی است. آیا صدای ترسناک بزرگسالانه فیلم‌های هیچکاک، خبر از صدای تلخی در کودکی ایشان می‌دهد آن‌چنان که نقل می‌کنند؟ روانکاوی می‌تواند در این زمینه ورود کند. در مقام مثال و بر مبنای آنچه بیان کردیم: «طنز» و «شوخی» هیچکاک در آن مصاحبه، در حکم یک «مقاومت» است با هدف عدم ورود به ناخودآگاه ایشان و در حکم یک «مکانیسم دفاعی روانی»؛ چرا که ورود به «ناخودآگاه»، همیشه با «مقاومت» روبرو است؛ فرقی نمی‌کند نام فرد، «آلفرد هیچکاک» باشد یا نام مخاطبی ساده دل!

5 2 رای ها
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
0 کامنت
بازخورد
دیدن همه کامنت ها