Skip to content
نقد فیلم تپه‌های قیطریه

نقد فیلم تپه‌های قیطریه (پرویز کیمیاوی – 1348) – (سفری در کاتاکومب تاریخ)

زمان مطالعه: 5 دقیقه

تپه‌ای باستانی

 

وقتی از میدان تجریش عزم رفتن به پارک قیطریه می‌کنی، در طول مسیر در میان سروصدای ماشین‌­ها، مغازه­‌ها، آدم­‌ها و منازل مسکونی متفاوتی را که رنگ و بوی شمال شهر دارند، مشاهده می­کنی. فرقی نمی‌کند از مسیر خیابان دکتر شریعتی، سه‌راه اسدی و از مقابل ورزشگاه قیطریه عبور کرده ­باشی یا از دزاشیب وارد خیابان حکمت بشوی، مهم این است که وقتی در مقابل پارک قیطریه ایستادی و پشت سرت بر روی تپه­‌ها ساختمان­‌ها و برج‌­ها را تماشا کردی به آینده نظاره کنی، روزگاری که تاریخ ما را همچون تیشه­‌های کارگران مستند «تپه‌­های قیطریه» بعد از گذر سه هزار سال بیرون می­‌کشد و آن روز با همۀ پنهان­کاری­‌های چندین هزارساله اسیر خواهد کرد. همچو اشیاء و اسکلت­‌های مستند کیمیاوی به سخن درخواهیم آمد و این ندا را سر خواهیم داد: «حال دوران آزادی در قلب پرمحبت خاک به پایان می­‌آید و آغاز اسارت است» تسخیر خاک به دست انسانی که سرنوشت محتوم خود را که «درک سرای ابدی است»، خوب مشق نکرده است و همچو آدم که از بهشت رانده‌شده و به دنیا هبوط می‌کند. عقل اول را فراموش نموده و به عقل ثانی میل می‌­کند. گویی این عالم را علاوه بر علم انباشته روی‌هم از ارواح مشحون گردیده است؛ و جای‌جایش را اگر بشکافیم به اسکلت­‌ها و اشیاء برسیم اما انسان چقدر خود را می­‌کاود تا در درون خود هستی مکشوف نشده را هویدا کند؟

طهران در سه هزار سال پیش به چه شکل بوده است؟

از پایتخت شدن این مدرن‌ترین شهر ایران فقط چند قرن می‌گذرد، اما در زیرخاکش تمدنی سه‌هزارساله آرام‌گرفته. مردمان تهران باستان، کارشان دامداری بود و مخترعان سفال‌های منحصربه‌فردی بودند که سخت و سبک بود و در دماهای بالا نمی‌شکست. از کاوش‌های باستان‌شناسی در تهران، زمان زیادی نمی‌گذرد و تا همین چند سال پیش در خاک‌برداری‌های خانه‌های قیطریه سفال‌های تهران باستان از چنگک لودرها پایین می‌ریختند. چه سرنخ‌های باستانی که گم نشد و چه تپه‌هایی که به آجر ساختمانی تبدیل نشدند. اگر بخواهیم کمی احساسات به خرج بدهیم، باید به تهرانی‌ها توصیه کنیم پشت ترافیک یا سر چهارراه‌ها بوق نزنند، مبادا خواب مردگان چند هزارساله که در همسایگی و مجاورت آن­ها قرار دارند مورد تشویش قرار بگیرد محوطه باستانی تهران از تپه‌های قیطریه، دروس، پل رومی، بوستان پنجم و پاسداران تشکیل‌شده. دره مناطق باستانی اطراف تهران شامل پیشوای ورامین، تپه مأمورین، چشمه‌علی (شهرری) می‌شود. خاک تپه‌های کهریزک برعکس قیطریه بسیار مرغوب و مناسب سفال‌گری بوده. در کاوش‌های این منطقه نشانه‌هایی از کوره‌های سفال‌پزی و چرخ سفال‌گری به‌دست‌آمده که نشان می‌دهد سفال‌های تهران باستان از آنجا تهیه می‌شده. احتمالاً سازندگان این سفال‌ها زنان بوده‌اند و مردها کارشان دامداری بوده است. سابقه تاریخی تهران از نظر زمانی در ادامه شهرری است و از لحاظ مکانی بخشی از آن به‌حساب می‌آید. زندگی اولین افرادی که در قیطریه زندگی می‌کردند، شبیه کسانی است که چند هزار سال قبل در چشمه‌علی به سر می‌بردند. بیشترین آثار به‌دست‌آمده از تهران باستان در تپه‌های قیطریه کشف‌شده است. جالب اینجاست که میراث و اشیای پیداشده در این تپه‌ها از همه تپه‌های باستانی ایران بیشتر است. تپه‌های قیطریه در شمال تهران و در دامنه رشته‌کوه‌های البرز قرار گرفته‌اند. مساحت کاوش‌های باستان‌شناسی در قیطریه حدود پنج هزار مترمربع است و حدود 350 گور در آنجا پیداشده است. تا به‌حال دو هزار و پانصد ظرف سفالی و انواع آلات و ابزار برنزی و زیورآلات از آنجا به‌دست‌آمده است. باستان‌شناسان از بررسی‌های انجام‌شده در محوطه مقابل دیوار شرقی پارک قیطریه (که در آن زمان محل دپوی زباله شهرداری وقت بود)، به این نتیجه رسیدند که تهرانی‌های باستان از اختلاف سطح صخره‌های طبیعی منطقه برای زدن خیمه و خرگاه استفاده می‌کرده‌اند. آن‌ها به روش آبا و اجدادی‌شان زندگی شبانی داشتند و دامدار بودند. سال‌ها پیش به‌طور اتفاقی در تپه‌های عباس‌آباد تعدادی سفال کشف شد و چند سال پیش هم در اثر لوله‌کشی، گورستانی دیگر از صاحبان همین سفال‌ها در پل رومی پیدا شد. این اکتشافات به خاطر قرار گرفتن در محدوده خانه‌ای مسکونی، به نتیجه درستی نرسید. احتمالاً این گورستان، ادامه گورهای قیطریه است. کاوش‌های تپه قیطریه را باستان‌شناسان ایرانی انجام داده‌اند و باوجود اهمیت زیاد و حجم بالای آثار به‌دست‌آمده، متأسفانه اطلاعات مفیدی از آن‌ها در آرشیو میراث فرهنگی استان تهران وجود نداشت.

نقد فیلم تپه‌های قیطریه
تسری مونتاژ شوروی در مستند تپه‌های قیطریه

کوله‌شف از جهاتی محافظه‌کارترین نظریه‌پرداز جنبش مونتاژ محسوب می‌شود و مباحث او پیرامون تدوین حول روشنی بیان و تأثیرگذاری عاطفی بر بیننده است. او که در سال ۱۹۲۰ فیلم‌سازی جوان بود با راه‌اندازی کارگاهی سینمایی برخی اصول تئوری جنبش مونتاژ شوروی را پی ریخت و تعدادی از مهم‌ترین کارگردانان و بازیگران این جنبش در کارگاه او تربیت شدند. او ضمن آزمون‌هایی که بعدها به جلوه کوله‌شف معروف شد، فن تدوینی را کشف کرد که بر فیلم سازان جنبش مونتاژ تأثیر فراوان گذاشت. جلوه کوله‌شف با حذف نمای معرف و مونتاژ تصاویر عناصر مختلف در صحنه، تماشاگر را به برداشت خاصی از فیلم ترغیب می‌کرد. کوله‌شف بر این عقیده بود که بیننده کمتر از نماهای منفرد و بیشتر از مونتاژ یا سرهم کردن نماها تأثیر می‌­گیرد و در تقطیع نماها این تماشاگر است که باید نماهای وصل شده را تکمیل نماید. در مستند تپه­‌های قیطریه، وقتی نمای ظرف سفالی شبیه پرنده منقاردار را مشاهده می­‌کنیم، نمای دیزالو به پرنده­ای در حال پرواز می‌گردد که بر روی تپه­‌های قیطریه در حال پرواز است و بلافاصله به ظروف دیگر که توسط راوی معرفی می‌شود می‌گردد،   که کارکردی معنادار از سوی کارگردان دارد. یا در شروع که کارگران در حال کندوکاو هستند، برش­‌های خیلی سریع و تندی را شاهد هستیم مبنی بر اینکه تصویر جمجمه‌­ها یکی پس از دیگری به هم وصل شده و از نقطه دیدگاه آن­ها فردی را که با پتک به سر آن­ها می‌کوبد را مشاهده می‌­کنیم. کیمیاوی با برش‌­های سریع و تدوین ملهم از مکتب شوروی قصد دارد تولید معنا را در ذهن مخاطب جانمایی کند و از دادن اطلاعات تاریخی به مخاطب طفره می‌رود تا همچو نظریه کوله‌شف با مونتاژ تصاویر عناصر مختلف صحنه، کنشی را در درون مخاطب همراه کند که با فیلم همراه گردد.‌

شمیران در تسخیر مردگان تاریخ

نکات حیرت‌آور در کشف مردگان که حدود سیصد و پنجاه گور تک نفره و دو نفر و پنج هزار اشیاء سفالی و برنز خلاصه نمی­شود. دفن اموات در این گورستان به‌صورت جنینی با دست و پای جمع شده و چمباتمه‌ای انجام می­شده است، درحالی‌که نحوه قرار گرفتن آن­ها تابع هیچ قاعده­ای نبوده و گاهی به‌سوی شرق و گاهی به‌سوی غرب صورت می­گرفته است. این امر فرضیه‌ای را به ذهن مخاطب متبادر می­کند که بر پایۀ آن، در این تپه مردگان را در جهت تابش خورشید دفن می­کردند، ضمن آنکه همان‌طور که در مستند توسط راوی اشاره شد ظرف‌­های سفالی وجود داشتند که نقش خورشید به‌صورت چهار دایرۀ موازی  تودرتو بر روی ظروف این تپه نیز خود می‌­تواند نشان­‌دهنده اهمیتی باشد که این مردمان برای خورشید قائل بودند (ستوده/2/687) کشف دکمه­‌های لباس، سنجاق و زیورآلات و حتی خنجر­هایی که احتمالاً همراه متوفا بوده، گواهی است بر این ادعا که ساکنان این تپه باستانی اموات خود را با لباس دفن می­کردند (کام بخش/نگاهی 11) در این گورها کنار مردگان ظروف سفالین پر از غذای خشک ‌شده و استخوان حیوانات اهلی مانند گوسفند وجود داشته است از این‌رو به نظر می‌­رسد که این مردم به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشته­‌اند. افزون بر این، سرنیزه‌های برنزی را در کنار مردگان رو به آسمان قرار می­‌دادند تا بدین‌وسیله از متوفا دفاع کرده باشند. (ستوده/2/685)

نقد فیلم تپه‌های قیطریه
منابع :

ستوده، منوچهر / جغرافیای تاریخی شمیران / تهران 1374 / به نقل از سایت دایره المعارف بزرگ اسلامی

یادداشت سایت همشهری آنلاین با نام : ما روی مردگان سه‌هزارساله قدم می‌زنیم

0 0 رای ها
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
0 کامنت
بازخورد
دیدن همه کامنت ها