Skip to content
نقد فیلم بایست،بمیر و زنده شو

نقد فیلم بایست،بمیر و زنده شو (پسر بچه‌ای که می‌خواهد زنده بماند)

زمان مطالعه: 5 دقیقه

 Freeze, Die, Come to Life اولین فیلم بلند ویتالی کانیوسکی می‌باشد. کانیوسکی بعد از ۸ سال کار در اردوگاه‌های کار اجباری، دست به تولید این فیلم می‌زند. این فیلم متعاقب با فرمان آزادی بیان، مشهور به گلاسنوست که توسط گورباچف صادر گردید، ساخته شد. حضور این فیلم در جشنواره‌های خارجی بسیار مقبول نظر منتقدان و بینندگان غربی قرار گرفت. به‌شکلی که برنده جایزه دوربین طلایی (جایزه‌ای که به بهترین فیلم بلند کارگردان‌های فیلم اولی داده می‌شود) شد. البته به گفته بعضی از صاحب‌نظران، این فیلم تصویر چنان تازه‌ای در برابر چشمان غرب قرار نداد و حقایق جدیدی از شوروی و کیفیت زندگی مردمانش را برملا نکرد، زیرا که کار‌هایی از قبل در همین سبک به منصه ظهور رسیده بودند.

فیلم Freeze, Die, Come to Life  به معنی بایست، بمیر و زنده شو که در زبان روسی،Freeze Die, Rise Again عنوان شده بود(به معنی بایست، بمیر و دوباره به پاخواه) این فیلم، داستان پسر بچه‌ای به نام والرکا را، در یک شهر معدنی و در شرق شوروی، در دوران پس از جنگ دوم جهانی روایت می‌کند. شهری که بیشتر به کمپ یا اردوگاهی یخ‌ بسته می‌ماند. اردگاهی که در آن اسرای جنگی نیز به چشم می آیند. اسرایی که از نظر کیفیت زندگی و جایگاه، تفاوت چندانی با مردم معمول بومی شهر ندارند. والرکای داستان کانیوسکی از جهاتی بی‌شباهت به آنتوان دوانل تروفو نیست. از این‌رو که هر دو زیر بار مصائب و سختی‌ها در صدد زنده ماندن هستند. هر دو به کندی و با حفظ فاصله و نرم نرمک به بزرگترها نزدیک می‌شوند و از آن‌ها برای بقای زندگی خود به تقلید و تکرار می‌پردازند.

نقد فیلم بایست،بمیر و زنده شو

والرکا یک همراه به نام گالیا نیز با خود در این مسیر دارد. کم‌کم هرچه در فیلم عمیق‌تر می‌شویم و جلوتر می‌رویم نقش تعادل بین عناصر متضاد کانیوسکی بیشتر مشخص می‌شود. به‌نظر می‌رسد این کارگردان در تلاش است تا دیدی به مخاطب دهد که شرایط و موقعیت‌های زندگی همیشه در یک بالانس قرار بگیرند. به‌طور مثال می‌توان گالیا و والرکا را دو روی یک سکه قلمداد کرد، یکی باهوش و آرام و دیگری بی‌کله و بازی‌گوش و با انرژی. دنیای کانیوسکی گاه کمدی است گاه تراژیک، گاه آرام و گاه تکان دهنده، ولی هیچگاه از حرکت نمی‌ایستد. در صحنه‌ای مشعوف کننده که قلب بیننده را به تپش می‌اندازد والرکا پس از اتمام تمامی مصائب، در راه برگشت، شعری عاشقانه برای گالیا می‌خواند ولی این لحظه‌ زیاد دوام نمی‌یابد زیرا در یک آن، با شنیدن صدای تیر، تمام این لحظات تمام شده و متوجه مرگ این دو کودک می‌شویم. سینمای کانیوسکی هیچ رحمی ندارد، هیچ اجازه‌ای به بیننده برای خو گرفتن به شرایط در آن لحظه نمی‌دهد. در جایی دیگر گالیا و والرکا در سکانسی چاپلین گونه کفش اسکیت والرکا را پس می‌گیرند و پس از فرار از دست مرد عریانِ مست، سرمست از پیروزی، شروع به خندیدن و شوخی با هم می‌کنند، اما بلافاصله در صحنه آتی والرکا را می‌بینیم که به سختی مورد ضرب و شتم راننده قطار قرار می‌گیرد. از صحنه‌های شایان ذکر دیگر این فیلم، می‌توان به سکانسی اشاره کرد که پیرزنی در آن اقدام به غرق کردن بچه گربه‌ها می‌کند. چرا؟ زیرا که گربه‌اش به تازگی وضع حمل کرده و او پول و شرایط کافی برای سیر کردن آنها ندارد. ولی در عوض، مادر والرکا برای سرگرمی و تفریح والرکا یک بچه خوک می‌خرد. یعنی بچه خوکی که برای اکثریت مردم شهر می‌تواند غذایی لذیذ و اعیانی‌ باشد را آنها برای سرگرمی نگهداری می‌کنند.

از دیگر نکات قابل توجه فیلم می‌توان به شیطنت‌ها و مقررات گریزی والرکا اشاره کرد که در فیلم هرچه جلو می‌رویم شدت و حدت اعمالش بیشتر و خطرناک‌تر می‌شود. گویی والرکا در سوچان، در آن شهر یخ زده و بی‌روح، از برای غلبه بر ملالی عمیق راهی جز ارتکاب همچین اعمالی ندارد. راهی ندارد جز اینکه در فاضلاب مدرسه مخمر بریزد، یا چیزی از معلمش بدزدد، قطار را منحرف کند و در ادامه دست به تبهکاری بزند. گویی اگر غیر از این باشد ملال بر او پیروز می‌شود و او یخ خواهد بست.

کانیوسکی در این فیلم، به کرات حس گرفتگی و خفقان را به انسان القا می‌کند. او به خوبی در صحنه‌ای که جغد در قطار همسفر والرکا می‌شود به این موضوع اشاره می‌کند. والرکا هرچه تلاش می‌کند نمی‌تواند تغییری در وضعیت موجود به وجود بیاورد. در صحنه‌ای که دو مرد معیوب می‌پرند و تلاش‌هاشان به در بسته می‌خورد حس نا‌امیدی و استیصالی عمیقی به مخاطب تزریق می‌کند.

نقد و بررسی فیلم بایست،بمیر و زنده شو

شوروی بعد از مرگ کانیوسکی می‌تواند همان ادیبی باشد که روزگاری در مسکو از جاه و مقامی بالا برخوردار بوده ولی امروز دیوانه‌ای شده در شهری کوچک و محقر که آرد را با گل مخلوط می‌کند تا به خیال خود پنکیکی ساخته و آن را بخورد. شوروی ذهن او یک شوروی‌ بیمار است. کشوری است که در آن ارزش‌های اخلاقی زایل شده و مردم راهی ندارند جز اینکه یا مانند والرکا به سمت خشونت و بزهکاری بروند یا مانند مادر وی به روسپی‌گری بپردازند، یا هیچ یک را انتخاب نکنند و مثل گالیا اخلاق و درستی را انتخاب کنند و بمیرند!

کانیوسکی برای ایجاد حس ترس و القای هیجان به مخاطب، تکنیک دوربین روی دست را انتخاب درست‌تری می‌پندارد. او دوربین را به سرعت به حرکت در می‌آورد و در نزدیکی شخصیتش نگه می‌دارد تا بتواند  فاصلۀ بین قهرمان و بیننده را کم کند تا شاید انتقال هیجانات کامل‌تر و بهتر صورت گیرد.

خود کانیوسکی نیز خواسته است در جای جای فیلم حضور پیدا کند. در ابتدای فیلم می گوید “Let it begins.” و یا در صحنه‌ای که گالیا و والرکا کفش را پس گرفته‌اند و شروع به خنده می‌کنند صدای خنده‌ بزرگسالی به آن‌ها در ادامه اضافه می‌شود که آن صدا، صدای خنده کانیوسکی‌ است. یا در جایی دیگر یعنی در پایان فیلم که اصلا حضورش کاملا فیزیکی می‌شود. کانیوسکی نه می‌خواهد چیز شگفتی ایجاد کند نه چیزی سخت و خاصی، بلکه نیتش بسی ساده‌تر است. او می‌خواهد لحظه را نه تنها فقط با بازیگران بلکه با مخاطبانش تقسیم کند. می‌خواهد با آن‌ها به تماشای این اثر بپردازد. 

ایستگاه پایانی این نقد، تحلیلی از پایان فیلم خواهد بود. دو دیدگاه برای بررسی این قسمت از فیلم و منظور کانیوسکی وجود دارد. دسته اول بر این باورند که این خاتمه‌ای است کاملا متناسب با دیدگاه بدبین کارگردان مبنی بر بی‌معنا بودن و ملال آور بودن زندگی که در سرتاسر فیلم به چشم می‌خورَد. می‌خواهد نشان دهد که زندگی همین است، هیچ‌ گاه حکمی پایانی بر آن نمی‌توان داد الا تباهی و ممات. زندگی شاید گاه غمناک باشد و گاه شادی‌آور ولی پایان آن بر همه مبرهن است و آن چیزی نیست جز نابودی. اما دسته دوم بیشتر تمرکز خود را بر صحنه حضور کارگردان و اشارات او و نیت تئاتریک او می‌گذراند و بر این باورند که دیدگاه کانیوسکی شاید این باشد که، این فقط یک فیلم است، ما حقیقتا منظوری خاص از آن نداریم.

3.4 5 رای ها
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
4 کامنت
جدیدترین ها
قدیمی بیشترین امتیاز
بازخورد
دیدن همه کامنت ها
nell
nell
19 روز پیش

بسیار عالی و عمیق بود. فیلم جلوی چشم مخاطب ترسیم میشد

مدیریت وُپیاک
پاسخ به  nell
18 روز پیش

خوشحالیم که مورد پسند واقع شده

سارا فرهادیان
سارا فرهادیان
25 روز پیش

عالی بود.

مدیریت وُپیاک
پاسخ به  سارا فرهادیان
25 روز پیش

لطف دارین