Skip to content
نقد فیلم ایران سرای من است

نقد فیلم ایران سرای من است (پرویز کیمیاوی – 1377) – (چو نیک و بدش از برای من است)

زمان مطالعه: 3 دقیقه

پرویز کیمیاوی (زاده 1318 – تهران) کارگردان، فیلمنامه نویس و تدوینگری است که همراه سهراب شهید ثالث و عباس کیارستمی از چهره های مینیمالیست در موج نوی سینمای ایران به شمار می رود. او در سال 1377 فیلم داستانی «ایران سرای من است» را ساخت. این فیلم گرچه به نظر می رسد نقدی به سیستم نشر و چاپ کتاب در ایران باشد. ولی در واقع ستایشی است از تاریخ فرهنگ و ادب ایران و درخواستی به ماندن در این صحنه و گرچه فیلم جذابیت روایی و بصری کمی دارد، ولی نگاه و تلاش کیمیاوی ستودنی است. او که همیشه در فیلم های مستندش تلاش می کند زندگی ادم های خاص و دور افتاده را با بیانی تازه به تصویر بکشد در این فیلم کل فرهنگ و ادب را در این سرزمین تنها و بی‌یاور یافته است؛ و شاید بتوان آن را نصیحتی به آدم‌های این عرصه پنداشت.

نقد فیلم ایران سرای من است

درصحنه ابتدایی نویسنده امروزی پشت سر شاعرانی چون حافظ و سعدی و مولوی قدم می‌گذارد؛ در حقیقت او راه بی‌نهایتی را که آن‌ها پیموده‌اند طی می‌کند. راهی سخت و دشوار که هرکسی نمی‌تواند در آن ثابت‌قدم باشد. گرچه به نظرمی آید این راه در ایران با تمام مشکلات و کج‌فهمی‌ها راه عقل نیست ولی چه خوش گفت سعدی که: «به راه عقل برفتند سعدیا بسیار که ره به عالم دیوانگان ندانستند.» و نویسنده ناگزیر به قدم گذاشتن در این راه است. هر جا که او خسته می‌شود با تکیه‌بر همین شعرا دوباره توان به ادامه راه می‌یابد. در بحث‌هایی که نویسنده با کارمند ارشاد می‌کند، درماندگی او از کج‌فهمی مطلبش را با کلام همین شعرا بیان می‌کند. در حقیقت او فرزند این فرهنگ است. شاید عده‌ای کیمیاوی را منتقد مدرنیسم بدانند ولی کیمیاوی با ساختن این فیلم نشان می‌دهد که منتقد مدرنیسم نیست. در حقیقت او با تکیه‌بر گذشته و ارج نهادن به سنت در پی آن است که مدرنیته را بر اساس سنت و تجربه تاریخ بنا کند. درصحنه‌ای که نویسنده وارد تونل می‌شود و به دنبال راه خروج می‌گردد از تاریخ و گذشتگان عبور می‌کند و وارد تونل مدرن و امروزی می‌شود. آنجا تاریخ زنده از مقابلش می‌گذرد. شاهانی که یا ادیبان را به بند کرده‌اند یا کتاب‌ها را سوزانده‌اند. شاعرانی که تنها مانده‌اند و درک نشده‌اند و شرایط نویسنده نشان می‌دهد که وضعیت همیشه همین بوده و هست. کیمیاوی با کنار هم گذاشتن سرباز و نویسنده و صحنه‌ای از جنگ که فردوسی آن را توصیف می‌کند در حقیقت نویسنده را حافظ فرهنگ و ادب می‌داند و از او می‌خواهد که در این راه جان‌فشانی کند و کوتاه نیاید. او از عناصر فرهنگی همان منطقه استفاده می‌کند تا حرفش را بزند و مخاطب را بیشتر با فرهنگ کهن ایران آشنا کند. در روستایی که عروسی قنات‌ها است و مردم از گل‌آلود بودن آب شکایت می‌کنند، کیمیاوی از زبان کارگر قنات می‌گوید که خدا را شکر کنید که آب دارید و روستاهای اطراف آب ندارند. در حقیقت او به ستایش فرهنگ بر می‌خیزد و خوشحال است که درجایی متولدشده است که دارای پیشینه فرهنگی قابل‌ستایشی است. بنابراین از نویسنده می‌خواهد به شکرانه این نعمت دست از تلاش برندارد؛ همانطور که پیشینیان برنداشتند. او نویسنده را در قعر چاه با تنهایی و درماندگی خود روبرو می‌کند: در چاهی انداخت او خود را که من درخور قعرش نمی‌یابم رسن و در جواب می‌گوید: ما بدین در نه پی حکمت و جاه آمده‌ایم از بد حادثه اینجا به پناه آمده‌ایم. در حقیقت او نویسنده را رهرو منزل عشق می داندکه چاره‌ای ندارد. در این طی طریق او فرهنگ را از غرق شدن در وادی بی‌سوادی نجات می‌دهد و دوباره به اداره ارشاد برمی‌گردد برای گرفتن مجوز چاپ کتابش. چراکه او باید این میراث را حفظ کند تا به نسل بعد برساند چراکه اگر شعر نباشد نسل بعد چه‌کار کند تا بتواند جلوی زندگی را بگیرد؟!

ولی متأسفانه کیمیاوی بیشتر در تلاش برای گفتن حرفش بوده است تا گفتن قصه‌ای که شاید حرفی در پی داشته باشد. بعضی از عناصر روایت در جای خود قرار نمی‌گیرند و به‌ضرورت فیلم‌نامه آورده می‌شوند. مثل جدا شدن نویسنده از مسافران ماشین. یا قسمتی که نویسندۀ برای کمک نزد تاجر می‌رود. با حذف قسمت‌هایی از روایت آسیبی به‌کل آن وارد نمی‌شود و استفاده کیمیاوی از بازیگران محدود در فیلمی معناگرا باعث شده فیلم ارزش هنری‌اش را از دست بدهد. مسافران توی ماشین همان بازیگران نقش شاعران هستند. مخاطب در پی یافتن ارتباطی با این انتخاب است که با معمولی بودن این مسافران و نقش محدودشان چنین ارتباطی پیدا نمی‌شود. عدم استفاده از تکنیک های بصری برای جلوه بخشی به قسمت‌هایی که در ذهن نویسنده می‌گذرد نیز جذابیت فیلم را کم کرده است. دیالوگ‌هایی که شعر نیست بسیار سطحی و پیش‌پاافتاده است.

نقد فیلم ایران سرای من است
0 0 رای ها
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
0 کامنت
بازخورد
دیدن همه کامنت ها