Skip to content
نقد فیلم آرامش در حضور دیگران

نقد فیلم آرامش در حضور دیگران (ناصر تقوایی – 1351) – (از هیروشیما عشق من تا مالیخولیا)

زمان مطالعه: 4 دقیقه

آرامش درحضور ديگران، ساخته تحسين شده ناصرتقوايي است، كه بيش از پنجاه سال چون نگين درخشاني در تاريخ سينماي ايران مي‌درخشد. فيلم به تأسي از سينماي مدرن روشنفكرانه اروپا در دهه شصت، فضايي خلق مي‌كند كه پیش از آنها نمونه‌اش را در سينماي ايران مي‌شود يافت. اين فيلم مملو است از لحظاتي كه در خلوت مي‌گذرد و مكان‌هايي كه در آن‌ها در واقع هيچ اتفاق خاصي نمي‌افتد. اما در عين حال با روايت روزمرگي دردناكي روبرو هستيم كه مسئله اصلي فيلم را شكل مي‌دهد. روايت لحظه‌هايي كه به سختي مي گذرند و گذشته‌اي پرتنش كه جو سنگيني را به‌وجود مي‌آورد. به قول مه‌لقا نفس كشيدن هم مشكل مي‌شود و هر كسي بايد براي نجات خود تلاش كند. فيلم آرامش در حضور ديگران در يك خانه شروع مي‌شود و غالب فيلم هم در همين مكان مي‌گذرد. دوربين در جاهاي مختلف خانه رخنه کرده و به‌طرز عجيب و غريبي به ما گوشزد می‌کند كه فقط او يك ناظر است. شخصيت دو دختر نقد مي‌شود و با دوربين که تنها ناظر نگران است، احوال نه‌چندان خوشايند شخصيت‌هاي مختلف فيلم را نظاره مي‌كنيم. فيلم تنها روايتگر برشي است از زندگي كه برحسب اتفاق در اين برهه خاص دو مرگ در آن اتفاق افتاده. اين وقايع تكان‌دهنده هم بخشي از روزمرگي جامعه‌ است و هم به تقابل سنت و مدرنيته می‌پردازد که همين دليل توقيف چندساله فيلم می‌شود. شخصيت‌ها در این فيلم خواه‌ناخواه به طيف‌هاي مختلف جامعه بدل شده، كه در تنگناي تقابل سنت و مدرنيته گرفتار مي‌شوند. از آغاز فيلم، عشق‌بازی مه‌لقا به‌ چشم مي‌آيد. دختر پرستاري كه رابطه‌ای آزاد را در محيط بستۀ جامعه تجربه مي‌كند. اما درهمين لحظه پدرش را از دست مي‌دهد، پدری که يك سرهنگ بازنشستۀ سنت‌گرا است و ارزش‌هاي زندگي را در گذشتۀ از دست رفته مي‌بيند. صحنه‌اي كه همه را به فكر فرو مي‌برد، راه رفتن سرهنگ در یک خيابان خالی با مارش نظامي که اشارۀ آشكاري به زوال ارزش‌هاي زندگي است.

نقد فیلم آرامش در حضور دیگران

موضوع فيلم به ‌نظر ساده مي‌آيد. سرهنگ مي‌آيد، سرهنگ بازنشسته‌اي كه سال‌ها پيش براي گريز از هياهوي شهر به روستايي رفته و مرغداري راه انداخته و با معلمي شهرستاني ازدواج كرده است. او همه چيز را در روستا فروخته و با چهره‌‌اي بيمار و عصبي به تهران و خانه‌ی بزرگي كه دخترانش مه‌لقا و مليحه در آن زندگي مي كنند برگشته است. اما در همان نگاه اول به درخت‌ها و خانه و دختر‌هایش، متوجۀ تغييراتی اساسي مي‌شود. براي او اين تغييرات يك ساختار‌شكني به حساب می‌آید. دخترها بزرگ شده‌اند و به عنوان پرستار در بيمارستان كار مي‌كنند و دوستان و روابط خودشان را دارند. برای سرهنگ با آن روحیه، این تغییرات به هيچ عنوان قابل هضم نیستند. سرهنگ يك آدم الكلي است و بيماري روحي و رواني دارد و با منيژه حكمت، می‌خواهند اين بیماری را از دختران مخفي كنند. اما ماليخوليا چنان در روان سرهنگ ريشه دوانده كه مخفي كردني نيست و بعد از چند روز كار او به بيمارستان مي‌كشد. اما مهم‌ترين مسئله‌اي كه با آن روبرو مي‌شويم نمايش تصويرِ از هم پاشيدۀ يك سرهنگ بازنشسته از ارتش شاهنشاهي است. كه برخلاف آن الگوي پر صلابت و اتوكشيده و توانمند را به تصوير مي‌كشاند. و به قول خودش كسي كه يك پادگان را روي انگشت مي‌چرخانده است حالا دیگر هيچ ارج و احترامي ندارد و حتی خودش و دخترهايش را هم نمي‌تواند اداره كند. در واقع فيلم از يك نگاه بيانگر موضوع زوال اين سرهنگ و پايان دوران شكوه و جلال است. در دو سكانس پي در پي نیز، سرخوردگي و زوال سرهنگ را مي‌بينيم که در عرق‌فروشي سرهنگ دو چتول عرق را مثل آب سر مي‌كشد. در سكانس بعدي که با ساني از درخت‌هاي كنار پادگان می‌گذرد، غير مستقيم عمق مشكلات حسي و رواني سرهنگ دیده می‌شود. با اينكه در آغاز همه چيز در ميان آدم‌ها معمولي است، اما آرام-آرام وهم و ترس با سايه‌هاي سنگيني كه بیانگر شب و تاريكي است و صداي جغد و آن گربه نقاشي‌هاي وهم‌آلود رشد می‌کند. در بيرون خانه نیز وضع همين‌طور است. 

نقد فیلم آرامش در حضور دیگران

فضاي تيمارستان با آن درخت‌هاي بلند و صداي كلاغ‌ها و بيماران رواني وهم‌آلود است. نكته اساسي، بحران عجيب و غريب روابط انساني در فيلم است. رابطه مه‌لقا و معشوقه‌اش از يك هم‌خواني سرد و عادي شروع مي‌شود و هر‌چه جلوتر مي‌رود در اين سردي و دوري اتفاق تازه‌ای به‌وجود نمی‌آید. مي‌توان گفت: همه شخصيت‌ها از يك تنهايي عميق رنج مي‌برند كه مثل چاهي تاريك يكي-يكي آن‌ها را در خود فرو مي‌كشد. هر كدام به يك شكلي تنها هستند، كه گويي در اين چاه دست و پا مي‌زنند. سرهنگ سر از تيمارستان در مي‌آورد؛ مليحه با ديدن خيانت معشوقه‌اش خودكشي مي كند؛ مه‌لقا و نراقي هم از اول دچار ترديد در رابطه و عشق‌شان هستند و منيژه كه هنوز سالم باقي مانده است. با توجه به وضعيت سرهنگ و غريبگي‌اش با شهر و دخترها، عاقبت او نیز به تنهايي مي‌رسد. فيلم آرامش در حضور ديگران، در سال ١٣٤٩ ساخته و توقيف شد و در نهايت پس از چهار سال وقفه در سال ١٣٥٢ به نمايش درآمد در جشن هنر شيراز در شهريور ١٣٤٩ پس از نمايش محدودي بايگاني شد و پس از چهارسال در ٢٢ فروردين ١٣٥٢ در سينما كاپري سينما به نمايش درآمد و با استقبال تماشاگران و منتقدان مواجه شد. اما با اعتراض بي‌شمار پرستاران، این فیلم براي هميشه متوقف شد. آرامش در حضور ديگران يكي از صريح‌ترين فيلم‌هايي است كه در نقد رژيم پهلوي و تجدد آمرانه ساخته شده است. نقد ناصر تقوايي در اين فيلم متوجۀ بورژوازي بي‌ريشه‌اي است كه حتي تحصيلات و موقعيت‌های عالي شغلي هم نتوانسته از آن‌ها انسان‌هايي وارسته بسازد. دكتر‌هايي كه در فيلم آرامش در حضور ديگران مي‌بينيم انسان‌هاي حقير و زالوصفتی هستند كه از موقعيت خودشان صرفاً براي عياشي و رفتار فسادگونه استفاده مي‌كنند. تجدد آمرانه پهلوي تنها ظاهري زيبا دارد و يك حباب است كه جامعه با آن تا خرخره در كثافت و فساد و فقر و بيچارگي و بي‌سوادي دست و پا مي‌زند. رفتار سرهنگ با آن روح و روان بيمارگونه و عصبي، هيچ شباهتي به رفتار نظامياني كه پهلوي در دستگاه خود از آن حرف مي‌زد ندارد. سرهنگي كه حتي بعد از بازنشستگي، دیگر دخترانش هم براي او ارزش قائل نيستند و حتي محتاج يك ليوان آب است كه همسرش بايد به دست او بدهد. اين فروپاشی نتيجۀ آن توهماتي بود كه آنان كه در رژيم شاهنشاهي بودند و گمان مي‌كردند در تمام لحظات زندگي‌شان اقتداري در وجود آنها احاطه شده كه همه بايد از آنها دستور بگيرند.

3.3 4 رای ها
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
0 کامنت
بازخورد
دیدن همه کامنت ها