Skip to content
نقد انیمیشن داستان اسباب‌بازی 4

نقد انیمیشن داستان اسباب‌بازی 4 (جاش کولی – 2019) – (به‌سوی بی‌نهایت و فراتر از آن)

زمان مطالعه: 5 دقیقه

خبر ساخت داستان اسباب‌بازی 4 موجی از نظرات را در میان مخاطبان به راه انداخت، برخی خوش‌حال از اینکه می‌توانند دوباره شخصیت‌های موردعلاقه خود را ببینند و برخی نگران خراب شدن خاطرات گذشته با این شخصیت‌ها بودند و به نظر می‌رسید حق با دسته‌ی دوم باشد. چون قسمت قبلی نمونه بی‌نقصی برای این مجموعه بود اما داستان اسباب‌بازی 4 شگفتی بزرگی است و برخلاف دنباله‌های متوسط و ضعیف استودیوی پیکسار در سال‌های اخیر در اینجا با اثری محکم روبه‌رو هستیم که نشان می‌دهد این استدیو همچنان می‌تواند به قله‌هایی که پیش از این فتح کرده، نزدیک شود. نکته دیگر اینکه این فیلم اولین تجربه بلند کارگردانش، جاش کولی است. او پیش از این در استدیوی پیکسار دو اثر کوتاه را کارگردانی کرده بود و «هنرمند استوری‌برد» از آثار دیگر این استدیو بوده است. جا دارد شجاعت این استدیو را تحسین کنیم چون ادامه یکی از مهم ترین انیمیشن‌هایش را به کسی می‌دهد که اولین اثر بلند سینمایی‌اش را تجربه می‌کند. جاش کولی نیز از این اطمینان بهترین استفاده را کرده و اثر را به  شکلی درست عرضه کرده است.

شروع داستان اسباب بازی 4 ما را به نُه سال قبل می‌برد، نمای «لانگ شات» از خانه‌ای در یک‌شب باران با کنتراست درخشان محیط و آشنا پنداری با رعدوبرق و کات به داخل خانه به‌یقین می‌رسد. بله اینجا اتاق اندی است. کمی بعد متوجه می‌شویم یکی از اسباب‌بازی‌ها زیر باران‌گیر کرده و بازهم اتحاد و تلاش اسباب بازی‌ها را برای نجات دیگری می‌بینیم. این تلاش همیشه ما را یاد شعار «یکی برای همه و همه برای یکی» می‌اندازد که در قسمت‌های قبل دیده بودیم و در این قسمت به اوج خود می‌رسد. تمام صحنه‌های نجات تنها بهانه‌‌ای برای رساندن ما به حلقه گمشده داستان یعنی چگونگی جدا شدن شخصیت کلیدی این قسمت «بو پیپ» است. نمای «تو شات» زیر ماشین و خداحافظی او با «وودی»، قاب‌بندی دوتکه‌ی اثر و بارانی که به لطف تکنولوژی شبیه‌ساز آب و موتور رندر در استدیوی پیکسار به رئالیستی ترین حالت خود رسیده همراه با موسیقی «رندی نیومن»  فرم اثر را جذاب کرده و معنی جدایی و غم را به زیبایی تداعی می‌کند.

نقد انیمیشن داستان اسباب‌بازی 4

پس از این شروع درخشان به سال‌ها بعد و ادامه‌ی قسمت قبلی به اتاق بانی می‌رویم. اسباب بازی‌ها برای ورود بانی لحظه‌شماری می‌کنند. بانی می‌آید و اسباب بازی‌هایی را برمی‌دارد اما  وودی و تعدادی از اسباب بازی‌های قدیمی جزء آن‌ها نیستند. وودی که زمانی عروسک محبوب اندی بوده حالا نماهای سوبژکتیو چشم چرانی‌هایش از پشت کرکره کمد به بازی کردن بانی با دیگر اسباب‌بازی‌ها و شمردن روز‌های بی‌استفاده ماندنش، تنها کاری است که می‌تواند انجام دهد. نکته‌ی جالب، شخصیت‌پردازی عمیق و پخته‌ی وودی است. او دیگر این موضوع را پذیرفته که اسباب‌بازی شماره یک نیست با این‌حال وفاداری و علاقه‌اش باعث شده برای خوشحال کردن بانی تلاش کند. مثل رفتن به کیف او تا جلسه معارفه در مهدکودک.

نکته مهمی که در ورود به مهدکودک وجود دارد جدایی از نوستالژی و آشنا پنداری میزانس به مهدکودک قسمت سوم و جهنم اسباب بازی‌ها و اشاره به شخصیت «بو» در شرکت هیولاهاست، که درصحنه‌ای دیگر نیز او را می‌بینیم. این لحظه، لحظه‌ی خلق است. زمانی که بغض گلوی بانی را گرفته و در گوشه‌ای تنها نشسته است. وودی تلاش می‌کند راه را به او نشان دهد تا از این حالت خارج شود. پس تعدادی وسایل سطل آشغال را روی میز بانی می‌اندازد و بانی با یک چنگال، چوب بستنی، خمیر و… کاردستی درست می‌کند و اسمش را فورکی  می‌گذارد. اهمیت این صحنه بسیار زیاد  است و اگر نبود لطمه اساسی به انیمیشن وارد می‌شد. فورکی با اینکه یک کاردستی از تکه‌های آشغال است اما نتیجه خلاقیت بانی و همدم او در لحظه‌های تنهایی در مهدکودک است. درواقع بانی به او پناه می‌برد تا بتواند از ترس‌های خود فرار کند. نکته جالب این است که بانی  مثل اسباب‌بازی‌های دیگر که نیاز به توجه صاحبشان دارند این نیاز را در فورکی می‌بیند و با این‌حال برای وودی این تکامل و انتخاب تا ثانیه‌های پایانی اثر معلق است تا با سیر و سفر و تجربه‌هایش به انتخاب نهایی خود برسد.

نقد انیمیشن داستان اسباب‌بازی 4

این ساختار کلاسیک روایتی از سفر قهرمان برای خودشناسی است و فورکی نیز آن را تجربه می‌کند. او خود را آشغال و بهترین جا برای راحتی خود را سطل آشغال می‌داند و در تلاش برای رفتن به سطل آشغال و مانع وودی شدن صحنه‌های کمدی جالبی خلق می‌کند. در آخر عشق و نیاز به صاحب (بانی) را می‌فهمد و در میان اسباب‌بازی‌ها می‌ماند و جالب آنکه وودی که همیشه این حس و نیاز را در خود داشته و برای آن تلاش کرده به نتیجه‌ای خلاف اعتقادش می‌رسد، این ریزه‌کاری‌های شخصیت‌پردازی در نوع خود درخشان است. نکته‌ی جالب دیگر نبود آنتاگونیست جدی در اثر است. شخصیت گابی گابی را با نماهای سوبژکتیو چای خوردن و وضعیتش در فروشگاه نمی‌توان شخصیت منفی دانست . هرچند نبود آناتاگونیست بنظر آسیب  می‌رساند، اما دغدغه اصلی در این انیمیشن  کنار آمدن با درونیات خود برای پیدا کردن هدف نهایی است نه تقابل شخصیت‌ها با یکدیگر . همان‌طور که «بو پیپ» دغدغه اصلی را در زندگی  بدون صاحب انتخاب می‌کند، شخصیت گابی گابی نیز لحظه‌ای که دنبالش بود را پیدا می‌کند.

در کنار تمام ریزه کاری‌های شخصیتی، اجرای «جاش کولی» انیمیشن را جذابتر کرده اس . تمامی صحنه‌های هیجان‌انگیز در«لانگ شات» نمایش داده می‌شود و حس خفقان و تنهایی در «مدیوم شات‌ها» و «کلوزآپ‌ها» را از بین می‌برد. برای مثال در صحنه چای خوردن  حس شادی و بازی دختربچه (هارمونی)  که گابی گابی دوست دارد او صاحبش شود و به همین دلیل دنبال جعبه صورتی وودی است در لانگ شات نمایش داده می‌شود. اما بازتاب چهره‌ی گابی گابی  به‌صورت مدیوم در سمت راست تصویر نمایان است تا تنهایی و غم او احساس شود. در تمام صحنه‌ها دقت کارگردان  دیده می‌شود؛ مثلاً یکی دیگر از شخصیت‌ها ( دوک) وقتی  به یاد صاحبش می‌افتد که چگونه او را به خاطر یک دروغ در تبلیغات تلویزیونی رها کرد، دوربین به او نزدیک است اما صحنه به اوج رسیدن او در  پریدن از چرخ‌وفلک در لانگ شات نمایش داده شده است. همچنین در لحظه‌ی انتخاب نهایی وودی وقتی تصمیم می‌گیرد  کنار بو بماند، دوربین لوانگل به دنبالش می‌رود تا به نمای توشات برسد. اما این مورد یک استثنا در جواب یا نقض «توشات» ابتدایی است که حس غم و جدایی را داشته باشد. چرخه‌ی این موتیف و انتخاب شخصیت‌هایی که مسیر را پیدا می‌کنند همین‌جا به پایان می‌رسد. اوج‌گیری موسیقی در این صحنه‌ها از ریزه‌کاری‌های جذاب انیمیشن است. از جزئیات و ریزه‌کاری‌های دیگر این اثر می‌توان به اجراهای کمدی مبتنی بر تصویر و صداپیشگان اثر از تام هنکس تا تیم الن و پاتریشیا ارکت و… که احساسات خود را به خوبی منتقل کردند، اشاره کرد.

داستان اسباب بازی 4 از گذشته آغاز می‌شود، به اتاق بانی می‌رود، ما را به مهدکودک و سفر جاده‌ای می‌برد، با موسیقی کانتری اش از غم‌ها و شادی‌ها می‌گوید، شخصیت‌های جدیدی معرفی می‌کند و درنهایت همه چیز را برای پایان یکی از بزرگترین انیمیشن‌های تاریخ صنعت و هنر پدید می آورد‌. وداعی درخور شخصیت دوست داشتنی وودی و چه  پایانی بهتر از این؟

5 1 رای
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
0 کامنت
بازخورد
دیدن همه کامنت ها