Skip to content
سینما چیست؟

سینما چیست ؟ – (و چه ثروتی در خود دارد؟)

زمان مطالعه: 4 دقیقه

آیا سینما، نمایش معنا و توزیع گستردۀ آن است؛ معنا و توزیعی که از طریق تدوین تصاویری متحرک، خود را آشکار می‌کنند؟
انگار نوعی برابری توزیعی در معنا در امر سینمایی وجود دارد که ریشه در ایده کلی کارگردان دارد. این نکته، سینما را واجد اعتبار و ارزشی همگانی می‌کند.
از این رو، ما در هر سینمایی، با توزیع و تکثیر معنا روبرو هستیم. این معناها می‌تواند مبتذل یا متعالی و منفی یا مثبت باشند. تاثیر و تاثری که سینما در احساسات مخاطب ایجاد می‌کند پیامد خلق معناهای ریز و درشت، عمیق و سطحی است که در حرکت تصاویر (شاید بهتر باشد بگوییم «ذات سینما»، تصویر است اما نه تصویری ثابت بلکه دارای حرکت تا القا کننده زمان باشد) نهفته است. به‌عبارت دیگر، در حرکت فرم و محتوای فیلم، نیرویی در نگاه مخاطب ایجاد می‌کند که باعث می‌شود به «فراتر» از مقصودی برود که فیلم‌ساز از قبل درصدد بیانش بوده است. شاید بهترین مثال، برای «فراتر» رفتن سینما از قلمرو هنر، همانی باشد که «جاناتان فریدلند» در «گاردین»  در باب فیلم «پدرخوانده» اثر «کاپولا» بیان کرده: «پدر خوانده الگویی است که آن سوی قلمرو هنر هم وجود دارد. هرکه در سیاست کار کرده باشد تصدیق خواهد کرد که این داستان برای نامزدهای انتخاباتی، مشاورانشان و آن‌هایی که به تماشایشان می‌نشینند متنی ضروری است و به خاطر درس‌های بی‌زمان و مکانش دربارۀ قدرت و اقتدار تحسین شده است؛ دربارۀ اینکه چه زمانی باید از قدرت و اقتدار خویش دفاع کرد و کی باید خویشتن‌دار بود. چه بسیارند مشاوران تندگویی که -در وست مینستر یا واشنگتن- دور میز کابینه، حلقه رابط ضعیفی مثل «فردو»، پسر میانی «کرلئونه» را می‌شناسد… ».

سینما چیست؟
آندره بازن

مشخص است آنچه که تا الان بیان شد برای رسیدن به درک عمیق و موثر اصلا کافی نیست؛ پس ضرورت دارد به پشت سر نگاه کنیم تا بدانیم قبل‌تر در باب «چیستی سینما»، دیگران چه گفته‌اند و عنوان پرسشی این نوشتار را، از چه زاویه‌ای بررسی کرده‌اند.

«آندره بازن»، منتقد برجسته فرانسوی، وجود سینما را مقدم بر چگونگی آن می‌داند. بازن، در متون خود، تحت عنوان« سینما چیست؟ » روی این نکته بسیار تاکید می‌کند: اینکه سینما هست مهم‌تر از این است که سینما اساسا چه ماهیتی دارد. این سینماست که می‌تواند به شکلی واقعی، فاصلۀ اشیا از هم و فضایی که آنها اشغال کرده، ثبت کند و نمایش دهد. بازن همچون «کراکوئر» معتقد بود که واقعیت خام، منشا اصلی جذابیت سینماست و این واقعیت خود دارای مفهوم و معنی است. با این توصیف، سینمای «رنوار» برای بازن قابل توجه است.

هستی سینما، مبتنی بر سوژه انسانی است و همسایه سایر هنرها. بیان بازن از آنچه رفت غنی‌تر هم می‌شود؛ وی معتقد است که سینما، تاریخ تکاملی تکنیک‌ها در رابطه با نمایش واقعیت بیرونی است. تکامل سینما، در حرکتی دیالکتیکی با سوژه، بازنمایی سینمایی جهان واقعی انسان، و در دیالوگ تو در تو با سایر هنرها شکل می‌گیرد. مهم‌تر اینکه، سینما، تقلید ناپذیر است چون جوهری استثنایی در خود دارد که از قاعده می‌گریزد؛ نوعی «نیروی گریز از مرکز» در سینما هست.

سینما چیست؟
دادلی اندرو

بااین همه، اکنون، با در اختیار داشتن امکانات نظری دیدگاه بازن، می‌توان ازین هم جلوتر رفت: سینما، نگاه را جهت می دهد؛ آن‌ را ضعیف یا قوی، عمیق یا سطحی، نرم یا سخت، می‌کند. «سارتر» می‌گفت: نگرش را هدایت می‌کند اما این وافی به مقصود نیست. حقیقتا سینما چگونه دیدن را هدایت می‌کند و هم‌زمان نگرش‌ها را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ یعنی اینکه سینما، نشان دادن ضعف و قوت نگاه‌های ماست؛ چگونه دیدن ما. این امر از طریق ایجاد تاثیر و تاثرات در احساسات درونی ما انجام می‌پذیرد. فقیر و غنی بودن نگاه ما را سینما تشخیص می‌دهد از این رو می‌توان گفت که سینما نگاه ما را ناخودآگاه، آسیب‌شناسی می‌کند به عبارتی سینما، آینۀ نگاه ما است:هر آنچه که در آن هست و هر آنچه که نیست. سال‌ها قبل، «مانستربرگ» به درخشانی رابطه ذهن­­­_فیلم را کاوید و نسبت و پیوستگی عناصری که بازن از آن سخن می‌گفت؛ عملا «مانستربرگ»، ان را با آزمایش‌های خود نشان داد. علاوه بر این، سینما، امکان تولیدکنندۀ مکالمات زنده و عرصه خلق مفهوم هم است.  نه فقط مکالمه زبانی شخصیت‌ها بلکه مکالمۀ در سکوت مابین عناصر موجود در صحنه‌ها،  نشانه‌ها و نیز مکالمۀ پرتنش و آرام فرم و ماده. پرداختن به بازن و تفسیر و توجیه آن به‌نظر کافی است. حال دریافت‌های تئوریک «رانسیر» در باب سینما، که به نحوۀ اعتراض‌آمیز بیان شده، احتمالا در امتداد پاسخ به عنوان این نوشتار، روشن‌کننده باشد. ‌رانسیر می‌گوید از پرسش سینما چیست بهتر است به سینما چه چیزی را ممکن می‌کند گذر کنیم؛ یعنی اعتراضی علنی بر علیه بازن. در پاسخ «رانسیر» اشاره می‌کند که: سینما بازی زیبایی‌شناسی بین فرم و ماده، و ناآگاهی و آگاهی و سوژه و ابژه را ممکن می‌کند.

سینما چیست؟
جاناتان فریدلند

با این حساب سینما، هنری هم پیچیده است هم ساده. پیچیده  از آن رو که ضرورت دارد معنا را به درستی فهم کرد، معنای عناصر موجود در نماها و عناصرناخودآگاهی دراعمال سوژۀ سینما؛ به شکل فشرده یعنی نوعی رمز‌گشایی. و ساده از آن رو که دعوت‌کنندۀ جذاب نگاه تک‌تک ما است؛ هر نگاهی و در هر سطحی. درحقیقت، بخشی از ارزش سینما وابسته به هر آن چیزی است که ما با ارزش و با معنا قلمداد می‌کنیم. تا اینجا، به‌شکلی مختصر و پیرو پرسش آغازین نوشتار، به سراغ دیدگاه بازن و رانسیر رفتیم که جا دارد بیشتر از این مقدار بررسی شود اما در همین حد، گمان می‌کنم درک ما از «ثروت سینما» و حاشیه‌ای بر نظرات آن دو بیشتر شد. با این تفسیر و توضیح، می‌توان‌ پرسشی سینمایی که باید به پرسش عنوان افزود و ادامه داد: نظریه پرداز و فیلم‌ساز از سینما چه می­‌خواهند؟

منابع :

سینما چیست؟ اثر آندره بازن

تئوری‌های اساسی فیلم – اثر دادلی آندرو – ترجمه مسعود مدنی

فیلسوفان و سینما – مجموعه مقالات – ترجمه مهرداد پارسا

مقاله پدرخوانده‌ها خوب می‌دانند در بازی چگونه ببرند – نویسنده جاناتان فریدلند – برگردان پدرام شهبازی

5 1 رای
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
0 کامنت
بازخورد
دیدن همه کامنت ها