Skip to content
سینمای کوروساوا

سینمای آکیرا کوروساوا (هرسال چهار فصل دارد، سینمای «کوروساوا» اما پنج فصل!)

زمان مطالعه: 5 دقیقه

آیا می‌توان در فرمی نفیس، آثار «داستایوفسکی» و «شکسپیر» و «ماکسیم گورکی» را به فیلم و سینما مبدل کرد؟ پاسخ به این پرسش مثبت است چون‌که کوروساوا، کارگردان بزرگ ژاپنی، عملاً نشان داده است که: سینما و ادبیات، دو خواهرند که اولی کم سن و سال‌تر از دومی است. «گابریل گارسیا مارکز»، نویسندۀ رمان ارزشمند «صدسال تنهایی» در گپ و گفتی صمیمانه با «آکیرا کوروساوا»، از جهان ایده‌ها و فیلم‌نامه‌نویسی از وی سؤالاتی می‌پرسد؟ 

مارکز از کوروساوا می‌پرسد: شما چگونه توانسته‌اید از روی آثار ادبی بزرگانی چون داستایوفسکی و شکسپیر اقتباس کنید؟ کوروساوا پاسخ می‌دهد: بسیار دشوار است که تصاویر ادبی را به تصاویر سینمایی بدل کرد و کار هر کارگردانی نیست. گفتگو مابین این دو، در سینما و ادبیات متوقف نمی‌شود و به بمب اتم و هیروشیما کشیده می‌شود: یعنی جنگ جهانی دوم. سینمای کوروساوا از میان جنگ می‌گذرد همانطور که زندگی کاری ایشان از میان جنگ جهانی دوم عبور کرده است؛ مشخصاً، جنگی با چاشنی طنز در «هفت سامورایی» و جنگی سردتر و پیچیده‌تر در اثر «ریش‌قرمز» و «برخورد روایت‌ها» در فیلم «راشامون». جنس جنگ اگرچه باهم فرق دارد اما حضورش در فیلم کوروساوا همچون عنصر واقعی طبیعت و بازیگر ثابت-میفونه- پررنگ است این یعنی تأثیر دورۀ تاریخی و اتفاقات جامعه‌ای که کوروساوا در آن زیسته است. یعنی در مقام یک کارگردان ژاپنی که هیروشیما و ناکازاکی را تجربه کرده و در خاطرۀ جمعی سرزمینش حضور دارد. این جنگ، جدای از تجربۀ قبل‌تر جنگ ژاپن با روس‌هاست که وی در آن زمان تنها 5 سال داشت. پس اینکه در فیلم‌هایش درسو اوزالا، ابله و در اعماق، به سراغ روس‌ها رفته بی‌دلیل نیست: ژاپن در نقشه جغرافیا با روسیه همسایه است و همسایگی می‌تواند زمینه‌ساز جنگ و منشأ الهام و اتحاد شود؛ ذکر این نکته بدیهی چیزی از عظمت روس‌ها در تاریخ- خصوصاً در دوران شوروی و مقاومت جانانه­ی آنان در جنگ جهانی دوم در برابر نازی‌ها، روح‌های بزرگ ادبی و سینمایی نمی‌کاهد ولی برای درک صحیح قضایای سینمایی، گفتنش از ضرورت داشت. بگذریم.

سینمای کوروساوا

تا همین‌جا، متوجه می‌شویم که سینمایی کوروساوا، روایتی جمعی دارد نه فردی و انزواگرایانه. یعنی درخط داستانی «ریش‌قرمز» و شکل داستان «هفت سامورایی» و روابط چندلایه‌ای فیلم‌نامه‌ای «راشامون»، واضح است که نگاه به جمع بر تأکید بر فرد غلبه دارد. در عنوان فیلم هفت سامورایی، در قاب‌بندی‌های مرکز درمانی ریش‌قرمز. در کنار این موارد می‌دانیم که جنگ، داستان یک ملت است حال چه به سنتی سامورایی چه در شکل هیروشیمایی.

همچنین می‌دانیم فیلم راشامون تا حد بسیار زیادی، شناسنامه­ی صنعت سینمایی ژاپن در دورۀ خودش بوده و معرف بخشی دیگری از جهان سینما نه در غرب شد. بلی! آثار کوروساوا، شهادت می‌دهند که سینما، فقط سینمای غرب نیست و در غرب خلاصه نشده و نیز فرق بسیار است بین هنر سینما با «تجارت سینما»، حال چه در هالیوود چه در ژاپن چه در ایران. ازین رو این اثر وی راشامون، در جایگاه مخصوصی نسبت به دیگر آثارش قرار دارد. 

کوروساوا، در مصاحبه‌ای، در مقام نصیحت، می‌گوید، کلاسیک‌ها را باید خواند و خلاقیت از حافظه می‌آید: باید اندوخته‌ای در درون داشت تا از طریق پردۀ سینما به بیرون داد. می‌بینیم خود کوروساوا،

در حافظه‌اش، کلاسیک‌های چون داستایوفسکی، شکسپیر، ذن بودیم و اسطوره‌ها و حماسه‌های ژاپن را داشته. ازین رو در فیلم‌های آشوب، ابله و در اعماق و هفت سامورایی، به طرز خلاقانه‌ای و با نگاه به پشت سرخود، به امر کارگردانی پرداخته. علاوه براین، تماشای آشوب و ابله کوروساوا، هر بینندۀ حرفه‌ای را نهایتاً وادار می‌کند به این امر اعتراف کند: ادبیات داستایوفسکی و ادبیات شکسپیر، حقیقتاً ادبیاتی سینمایی است و این بیشتر در مورد اولی صدق می‌کند تا دومی. درک این مهم را دوربین زیبای کوروساوا ممکن کرده به‌گونه‌ای که در ذهن گابریل گارسیا مارکز از چگونگی آن، سؤال درست می‌شود.

سینمای کوروساوا

مارکز نسبت به تبدیل آثار خودش به تصاویری سینمایی، تردید دارد. ولی «رؤیاها»-عنوان یک فیلم او- نسیه نمی‌ماند و نقد می‌شوند. به‌هرحال، ادبیات قدمتی بسیار بالاتر از سینما دارد و کوروساوا متوجه این نکته در پاسخ به مارکز است و بااحتیاط کلمه پایین می‌آید.

 

 

آنچه تاکنون بیان شد با یک گوگل کردن ساده، برای مخاطب حرفه‌ای، در دسترس است و نیز در حکم مقدمۀ گذرا و حواشی بر سینمای کوروساوا بود.

اما حقیقتاً ضرورت پرداختن به سینمای ژاپن چیست؟ همانطور که در گزاره‌های ابتدای این متن آمد جادۀ سینمای کوروساوا، در میان جنگ می‌گذرد. حال سخن این است که چه رابطه‌ای بین جنگ و سینما هست؟

در کتاب «توپ‌های ماه اوت» اثر تاکمن به این درک می‌رسیم که: جنگ، شاهراه خلاقیت است!

از منظر تاریخی و بافتی که کوروساوا در آن بوده: جنگ ژاپن و روسیه از عوامل پیشرفت سینما ژاپن بوده است چون نیروی برای تولید تجهیزات و فناوری در همۀ عصرها به وجود آورد و صنعت سینما تنها بخشی از کل صنعت ژاپن است. علاوه براین، جنگ جهانی دوم هم زمینه‌ساز بسیاری از خلاقیت‌ها بوده. برای مورخان و در برابر اسناد موجود در کتاب «توپ‌های ماه اوت» اثر «باربارا تاکمن»، خنده‌دار خواهد بود اگر بگوییم: جنگ یک سر خرابی برای ژاپن به بار آورده است و شرایطی خلاقانه در سینمای ژاپن بطورخاص، به وجود نیاورده. در حقیقت، جنگ جهانی دوم، به شکل عمیق‌تر و جدی‌تر ژاپن را به غرب و غرب را به ژاپن شناساند و صنعتش اش را برجسته‌تر از قبل کرد. نوعی نقطه عطف برای سینمای ژاپن که کوروساوا بر بلندای آن نشسته است؟ بحث دراین‌باره و در این مجال کوتاه، نمی‌گنجد و ابهام خیز است.

سینمای کوروساوا

در مقام مصداق و با ارجاع به خود اثر، به عناوین فیلم‌های کوروساوا نگاهی کنیم

سریر خون، دژ پنهان، درسو اوزالا، آشوب و هفت سامورایی و دوئل آرام و حتی ریش‌قرمز. معنی خشونت و مرگ و «جنگ» و عذابی درونی و بیرونی را در نام فیلم‌ها به‌سادگی متوجه می‌شویم. این امر، نمی‌تواند بی‌ارتباط با ناخودآگاه کارگردان و سرگذشت جمعی سینمای ژاپن باشد. نکته مهم‌تر، همزیستی مذهب و هنر در سینمای ژاپن است مشخصاً منظور حضور ذن بودیسم در هفت سامورایی است. طریقت ذن بودیسم در سامورایی نقداً موجود است و کوروساوا به این نکته به شکلی پرداخته که مخاطب را خسته و ملول نمی‌کند یعنی به همراه مایۀ طنز. باز در راشامون و نحوی روایت شاهدان از قتل و زمانی که بین وضعیت‌ها کات می‌زند، متوجۀ طریقت ذن بودیسم می شویم.

گفته‌اند که سینمای کوروساوا، سینمای شاعرانه است؛ با پذیرش درستی این نظر باید اضافه کنیم این شعر از ذن بودیسم بیشتر مایه می‌گیرد یعنی از سنت شرقی وی و نه صرفاً تخیلات شخصی یا وام‌گیری از شاعری دیگر.

به نظر دیگر فصل متن رسیده که به‌عنوان برگردد؛ هرسال چهارفصل دارد، سینمای کوروساوا اما پنج فصل: شعر، طبیعت، ذن بودیسم، جنگ و وفاداری به واقعیت.

5 1 رای
امتیاز مقاله

بخش نظرات 

مشترک
ابلاغ از
guest
2 کامنت
جدیدترین ها
قدیمی بیشترین امتیاز
بازخورد
دیدن همه کامنت ها
فاطمه زارع
فاطمه
3 ماه پیش

سینمای پست مدرن خیلی باید به ایشون مدیون باشه

مدیریت وُپیاک
پاسخ به  فاطمه
3 ماه پیش

همینطوره